مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۷۹


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۷۹

 

اکنون خوش می گویم خوشت می آید، دست بیار تا مصافحه کنیم با برادر مسلمان
مصافحه کنی همچنین بجنبانی گناهان بریزد اکنون می باید جنبانیدن
پیوسته ای مسلمانان بجنبانید تا بجنبانیم باید که آنچ می گویم در میان
جمع آنچ برای تو می گویم بدانی بی تردّد، و آنچ برای تو نمی‌گویم برای خود
نه پنداری و این از قوّت اعتقاد خیزد، چه اعتقاد باشد که یار برای تو
چندین بگوید تو فهم نکنی و اگر فهم کردی باز گوی که کدام بود، و اگر می
ترسی که بازگویی آن نباشد، پس تاریکی ظن آمیخته بوده است با فهمت
و آن مکر شیطانست که خواهد که ترا از یار تو برآرد و آن غولست که ترا
بانگ می کند و از یار جدا می کند و از راه راست سوی بیابان می کشد، آوازش
آواز آشنایان یا گرگست که برف را بر می انگیزد تا چشمها را بسته کند و راه را
پوشیده کند، گیرم شما را از من مرا از شما چگونه برآرند، یا این همه ایمن
نباید بود مَن اَکَلَ مَعَ مَغفُور غُفِرَ لَهُ مراد ازین اکل اکل نان نیست اکل
طعام نی، اکل غذای آن جهانیست که درحق شهیدان حلق بریده می
فرماید یُرزَقُونَ فَرِحینَ چون نفس اماره مقهود شد هم درین حیوه شهید
شد و غازی شد هر که از آن غذا بخورد با مغفوری غُفِرَلَهُ، اگر نه هزار
منافق و جهود با مصطفی علیه السّلام طعام می خوردند گفت امّا در
اعتقاد ایشان او مغفور نبود گفتیم اعتقاد در مغفوری مصطفی آنکه درست
شود که در آن غذای هم کاسه او شود، اینست جزای اعتقاد و علامت
صحّت اعتقاد اَلرَّحمنُ عَلَی العَرشِ استَوی چه گفته است در تفسیر جز این
که درین ظاهر ها گفته اند که استوی بمعنی استولی کفوله
استوی بشر علی العراق من غیر سیف و دم مهراق و غیر آنچ گفته اند
آمنا بقوله اِستَوی بلاکیف و لا کیفیه نعتقد هکذا من غیر تفتیش
ازین سخن چه معلوم شد این طه را چه گفته اند در تفسیر جز آنک اهل ظاهر


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس