مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۷۷


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۷۷

 

این هر دو یکیست، گفت یکی امامست که پراکنده می نگرد و حضور را تشویق می
دهد، و یکی آن مقتدیست که چشم امام را موکّل شدست و مراقبت می کند
و بیشک خود نمی‌نگرد، هر که گوید که ترا فلان ثنا گفت بگو مرا ثنا، تو می
گویی او را بهانه ای می سازی، هر که گوید که ترا فلان دشنام داد بگو مرا تو
دشنام می دهدی او را بهانه می کنی این او نگفته باشد یا بمعنی دیگر گفته باشد
و اگر گوید او ترا حسود گفت بگو این حسد را دو معنیست، یکی حسدیست
که به بهشت برد حسدی که در کار خیر کند که من چرا کم ازو باشم در فضیلت
آنها که با اولیاء حق عداوت می کنند پندارند در حق ایشان بدی می کنند غلط است
بلک نیکی می کنند دل ایشان را برخود سرد می کنند، زیرا ایشان غم خوار
عالمند و این مهر و نگرانی بر کسی همچو باریست که این کوه قاف را برگردن
و کتفهای او محکم تر کنند و برین زیادت کنند، یعنی چیزی کنند که مهر
بیفزاید و او غم خوار ایشان بیشتر شود، آنک باز مهر و اندیشه ی خود بیند
آرند ازو آن راحت جان اوست، آن دانشمند روزی بیدار شد هرچه
داشت از رخت و کتاب یغما داد کردن و می گشت و می نالید و می گفت
اِذهَبنا عُمرَنافِیالایلاء و الظِّهارِ والقَینا کِتابَ اللهِ وَراءَ ظُهُورِنا فَماذا
اَجَبت ربنّا اِذا سَاَلَنا عَن عُمرِ نافیما اَفنَینا وَ عَن بَصَرِنا اَیش اَبصَرنا وَ عَن سَمعِنا
اَیش سَمِعنا وَ عَن فُؤادِنافی اَیشِ تَدَبَّرنا
مراد او ازین کتاب اللّه مصحف
نیست، آن مردیست که راهبرست کتاب اللّه اوست آیت اوست سوره اوست
در آن آیت آیتهاست این مصحف ظاهر را و این کتب ظاهر را آخر آن جهود
یاد داشت، چندین گاه در بغداد قاضیی می کرد آن جهود و خزینه ها بدست
آورد، و خانه ها زیر زمین ساخت و مردان مردانه بگزید با سلاح، کمینی
ساخت تا خلیفه را فرو گیرد و بغداد را فرو گیرد قصّه درازست، مخلَص
اینست که خلیفه بر مکر او واقف شد و بر اسرار مُطّلع گشت بگرفتش، پس قضا و علم


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس