مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۷۲


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۷۲

 

و بی عفَّت در حمام زنان دلاکی کردی، سی سال این کار می کرد تا روزی
در حمّام مرواریدی بزرگ از گوش دختر ملک گم شد، گفتند در حمام
گم شده است، فرو روید تا سوراخ بینی همه را بجویید و سرهنگان
در و بام حمّام را تا در نرسد وعدۀ هر کار که هست سودت نکند یاری هر یار که هست
او در خلوت درآمد از ترس می لرزید که نوبت بمن خواهد رسیدن و سجدۀ
پیاپی می کرد و عهده می کرد با خدا که اگر این بار خلاص یابم همه عمر گرد
این حرکت نگردم، خدایا بعد از این دلاکی زنان نکنم اقرار کردم بخدایی تو
اگر این بار از من دفع گردانی، هرگز نصوح بدین گناه باز نگردد
درین تَضَرُّع بود که آواز آمد که همه جستیم نصوح را بجویید بی هوش شد
بحق پیوست سِّش آواز آمد که یافته شد، گفتند لا حَول در حقّ او گمان بد
بردیم تا بیاید دختر ملک را بمالد که البته مالیدن او می خواهد نصوح
را بخوانید، نصوح گفت که دست من امروز بکار نیست در را هم تب گرفته
است، صحابه توبه کردندی شکستندی فرمود که همچو توبه نصوح توبه
کنید که او سی سال دیگر بزیست هرگز رجوع نکرد، دریای کرم موج می زد
هرچه خواهی ازو آن دهد، هریکی چیزی می پرستند، یکی شاهد
یکی زر، یکی جاه هذا رَبّی می گویند لا اُحبُّ الافِلینَ نمی‌گویند ابراهیم
می گوید لا اُحبُّ الافِلینَ گو ابراهیم صفتی که بزبان حال گوید لااحب الافلین
سرّ این عابد بفلک دگر است زیرا فلکهاست در عالم ارواح و در عالم
اسرار اندرون و آفتابهاست و ماههاست چون ازین خیالات بگذرد
بداند که اینها را خالقی هست و وفاتیست، چون خیال باز شکافت از
عالم بباطن تجلّی ظاهر شود بگوید که وَجَّهتُ وَجهِی للَّذی فَطَرَ السَّمواتِ و الارضَ
و اذا مَرِضتُ فَهُو یَشفینِ
مرض را بخود اضافت کرد تعلیمست رَبَّنا
ظَلَمنا اَنفُسَنا یعنی من مریضم خود صحت من ازوست نفی خودیست


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس