مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۵۶


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۵۶

 

و با این کلام تو لجاج من بینی، قومی که مقبول همه عالمند وعظها بذکر ایشان
گرم کنند و مزه یابند نه آنک از حال ایشان خبر دارند، همین که نام ایشان
گویند گرم شوند، من ایشانرا چنین گویم العلم یؤتی و لا یأتی گوئی خوابی
دیده است چو شکر که شکر ازو فرو می بارد، انصاف او بین که چون منصف
شد با این همه فضل در رکاب شیخ می رفت، صد شاگرد داشت اهل
در فنون او را ملامت می کردند جماعتی فضلا، گفت بدان خدای که
خالق خلق است که اگر از یک موی او شما واقف شوید چنانک خدا ما را
آگاه کرد، غاشیۀ او را از دست من در ربایید چنانک منصب را از هم دگر
می ربایید و حسد می برید، با این همه اعتقاد در رکاب او می رفت
تا بخانه رسیدن، چندین بار مقر می شد و چندین بار منکر می شد که
شیخ کودکی را که محل شهوت است چندین تواضع چرا کند، باز گفتی
که او را چه زیان دارد که کان پازهرست کان یغفر لک اللّه ما تقدم من
ذنبک و ما تأخر
دریای یبدل اللّه سیّئآتهم حسنات است، شعر
کوه اگر پر ز مار شد مشکوه                          سنگ تریاق هست هم در کوه
شیخ چون نظر عنایت کردی درو این اندیشهای نیکو در تافتی باز چون
در سایه رفتی وسوسه های تاریکی پیدا شدی، گیرم که او را مقام آن
هست چه مروت بود خلق را گمراه کردن و در شبهه و اندیشه
انداختن، شیخ آنرا دیدی، گفتی سلام علیک چونی در اندیشۀ ما
باز فراموش کردی پنداری که ترا چنین رها کنیم در اقرار و یا در
انکار یقلِّب اللَّیل و النَّهار چند بار دریای ظلمت را می سوزد در شعلۀ نور
افحسب النّاس ان یتر کوا ان یقولوا آمنّا و هم لا یفتنون در عالم چه چیز
است که امتحان قبول یافته است یا بی امتحان رد شده است امّا


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس