مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۰۴


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۰۴

 

و او هم ترسان تا من واقف نشوم و برَمَم کار ازین هم در گذشت، سر بر زانو
نهاده بودی همه روز، پدر و مادر چیزی بر ایشان زده بود نمی یارستند
با او اعتراض کردن، وقتها بر در گوش داشتمی که او چه می گوید این بیت شنیدمی،
در کوی تو عاشقان پُر آیند و روند         خون جگر از دیده گشایند و روند
من بر در تو مقیم با دام چو خاک        ور نه دگران چو باد آیند و روند

گفتمی بازگوی چه گفتی  گفتی نی به هجده سالگی بمرد چه صفت کنم از صفاء طبع
و زیرکی و خوبی و جمال و فرّ، صدر اسلام صدر عام ترست از دل و شامل
ترست، اما صدر محل وسواس است نه دل نگفت یوسوس فی قلوب الناس
اکنون صدر اسلام کو و قلب اسلام کو، چون آب از دهان و بینی گذشت،
و از سر پارۀ، اکنون ایمن شد تا دهان و بینی بالای آبست هنوز بخود
می رود و بخود می زید، چون در آب تمام غرق شد و دهان و بینی فرو رفت
گویند که مرد بعضی گویند زنده شد، و هر دو راستست آن زندگی عاریتی
رفت زَندگی مقیم باقی ماند، عیب ازان بزرگان بوده است که از سر علّت سخنها
گفته اند اناالحّق و متابعت رها کرده اند، و در دهان اینها افتاده است
اگر نه چه سگ اند که آن سخن گویند اینها را یا کشتن یا توبه، رسول علیه السّلام
از معراج آمده بود، هر کسی ازان اندیشه که دران بود سوالی می کرد یکی
از دیدار یکی صفت بهشت فاطمه رضی الله عنها گفت من آن ندانم من
خوفی دارم، صفت دوزخ بکن مَرد آنست که عیب بر خود نهد و از
سلیمان صلوات الله علیه بیاموزد مالی لا اری الهُدهُد بر حیوانی
عیب ننهاد عیب بر خود نهاد ما اصابک من سیّئةٍ فمن نفسک اگر چه عقیده
آنست که قل کل من عندالله ولیکن در حالت عیب نهادن بدین نظر کند
که فمن نفسک اگر دوستان بدانندی که ما در حق ایشان چه می اندیشیم
و چه دولت می خواهیم ایشان پیش ما جان بدادندی، چه اندیشد خاطری که

 

مقالات شمس تبریزی


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس