مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۰۱


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۰۱

 

بود گفتم خداش روزی کرده بود تو منع کردی، چیزی که من می بینم چگونه
تصدیق کنم اگر تو دست درین انبان کردیی و سر انبان دست ترا بگرفتی
محکم یا مجروح کردی معاینه نه بتاویل، من گفتمی خدای نخواست یا ذا
الطف الخفی
لطف خفی آن بود که در معصیت دهد، اگر نه لطف در
طاعت خفی نبود، دو کس کُشتی می گیرند یا نبردی می کنند ازان دو کس هر که
مغلوب و شکسته شد حق با اوست نه با آن غالب زیرا که انا عند المنکسرة
قومی هستند که پیش ایشان همه دشنامها و نفرینها سهل باشد، دشنام
و نفرین قوی پیشِ ایشان این باشد که همه کارهات حواله بفردا باد، یعنی
امروز را چه شد، امروز را برون کردند چه گناهی کرده بود امروز از
حساب بماند این الیمین و این ما عاهدتنی ماکان اسرع فی الهوی ما خنیتنی
لما ملکت قیودَ اسری فی الهوی وعلمت انی عاشق لک ختننی فلا قعدن علی
الطریق و ادعی فی زّی مظلوم و انت ظلمتنی نفسی ترق لما الّا قیمة من
الهجران او تبلی بما ابلیتنی
انچ چندین گاه در بند آن بودی آن میسّرت شد
امروز چون این الیمین یعنی چه کردی انچ گفتیم سخنهاء ما همچنین می گردد
تو خود مرد بزرگی، تفسیر قرآن می خواند مرد بزرگست هر که تمام عالم شد
از خدا تمام محروم شد و از خود تمام پُر شد، رومیی که این ساعت مسلمان شد
بوی خدا بیابد و او را که پُرست صدهزار پیغامبر تهی نتوانند کردن
بسیار گریها بود که حجاب شود و از خدا دور دارد، نی معیّن بگو که آنچ گفتیم
چه کردی، گفتا گفتم گفت نشان آن چه باشد که گفتی، ایشان چگونه جواب
جواب گویند، گوشم گرانست در گوشم بگو تصاممت اد نطقت طیبة
تصید الا سود بالحاظها    و ما بی و قعرو لکنی    اردت اعادة الفاظها

چنانک فرمود که ملایکه بحضرت مناجات کنند که بندۀ مؤمن فلانی چندین
لابه می کند و در می خواهد و می زارد، تو دعاء بیگانگان قبول می کنی، اگر


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس