مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۷۵


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۷۵

 

است عالم خ هنوز بعالم روحانی نارسیده از برون هرچه خواهی می گو اندرون
هم دست بر دهان زد سخت بزخم زبان خ کل کمال فهم کند خونبهای
جبرئیل از گنج حکمت بازده، هرچند می خورند هشیارتر می شوند می خورند
مست شوند، اینها مستان هوشیار در پایش بمیر از بهر آن لعبتک یکی بیکی
می گفت چنین لعبتک بوالعجب اندرون پرده رو او پای می افشارد سبب
بناء خانقاه، ابوسعید قومی را دید هفت روز در حیرت ایشان بود ایستاده
هفته دیگر در پی ایشان بیخود و حیران می گذاشت، گفتند چه دچار
دانگ شدی یکی از ایشان چیزی خواست ازو جهت خوردن حیلۀ ساخت
و زود بیاورد وپیش پادشاه قبول داشت، گفت موضعی بساز که این
طایفه که ایشان را پروای پختن و ساختن نیست چیزی حاضر باشد
وقتی حاجتشان باشد، خانقاه ساخته است جهت چنین قوم نه چنین
اهل خانقاه که از غم لوت فراغت او ندارند، اسَتَر اُشتُر را گفت چونست
که تو کم در سر می آیی و من بسیار در سر می آیم، گفت یکی آنک من بلند همّتم و
سرفرازم سربلند دارم و چشم روشن، از سر عقبه نظر کنم تا پایان
عقبه بنگرم ببینم که کجا هموار است کجا نیم هموارست کجا ناهموار است،
قومی اند اندکی که گویند خ را بخواب توان دیدن بیشتر در خواب و در
بیداری دیدن روا ندارند مقلّدند، آنک محقق ترست مقلّدترست،
قومی مقلِّد دل اند، قومی مقلِّد صفا، قومی مقلِّد مصطفی علیه السّلام، قومی
مقلِّد خ از خ روایت کنند، قومی هم مقلد خ نباشند از خ روایت
نکنند از خود گویند قُل لَو کانَ البَحر مِداداً لِکَلِماتِ رَبّی او می گوید بکلمات ربّی او گویند
بر دو قسم است، یکی او، یکی حقیقت او، دیگری
می گوید او همو خود را می گوید که این او کرا می گویی، می گوید همچنین با مزه
ترست ذکر الغایب غیبه و ذکر الحاضر وحشه این کس که ذکر می گوید
از دو حالت بیرون نیست، یا حاضرست یا غایب است غیبت می کند


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس