مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۵۲


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۵۲

 

و دخل جنّته و هو ظالم لنفسه چرا با آنک در جنّت خود رفت ظالم شد
یشوی الوجوه پیش آن آتش می دارد چگونه یشوی نشود، زهی اسرار قرآن
زهی محمدیان، اگر دروغ گوید آنرا راست کند المؤمن یکذب قال یکذب
چه جای کذب آب حمام بر کسی ریزی حلال باشد، بر ناکسی ریزی حرام باشد
نه حمامی راضی باشد نه آنکس که حمامی را آفرید، احمقی چند حرام گرد کرده اند بما
ده تا حلال شود واللّه اعلم، می گوید تمام نمی‌شود چگونه واللّه اعلم باشد
که تمام شود ای در طلب گره گشایی مرده آن حالت اثیر او هوی است و
جنس او، هرچه آن دقایق در رفت در گره گشایی مرده است، یک آدمی با
همه جهان مقابله کند لووزن ایمان اب بکر مع ایمان جمیع الخلقِ لرجح آخر
آن چه بود که رسول علیه السّلام در خود ایمان می آورد، آخر آن حالت دیگر
بود، عالی تر علماء امّتی کانبیاءِ بنی اسرائیل، نفرمود فقراء امَّتی آنجا که
انبیا در نمی‌گنجد بآن فخر می کند چگونه در گنجد، چیزیست دین داری که او را
لطیفه بینند و ایمان آورد، نه آنک هیچ ندید ایمان آورد آخر بسوی قبله
نماز فرمود، چون انطرفی بسوی کعبه نماز می باید کرد فرض کن آفاق
عالم جمله جمع شدند گِرد کعبه حلقه کردند و سجود کرده، چون کعبه را از
میان حلقه برگیری نه سجود هریکی سوی هم دیگر باشد، دل خود را سجود
کرده باشند تبلیغ کرد بیان کرد، دیدم همه او دیدم همه نی او روی
پوشی می کنم تا همچو حلّاج نباشم نی از آن گذشت که همچون حلّاج باشی، چنانک
آن سیّد خطّاط گفت که از آن گذشت که تعلیم خط را از تو در دزدم آن گذشت
آن رفت آن نقصان بود، اکنون با آن پیغمبری، اینها را می شاید، با آن همه نقصان
هم جریدۀ ابا یزید دارند زاهد، تبریزی را روزی او و مریدانش بآب گرم
می رفتند لوت بسیار برداشتند باوّل منزل همه را صرف کرد که هیچ رها
نکرد، در منزل دوم فرود آمدند زاهد را گرسنه بود اهل دیه بگوسفند


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس