مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۱۹


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۱۹

 

 

یکی مویها باز می اندازد و می سترد، و هزار شیوه و شور می کند تا شناخته
شود داند آنکش دل خردمندست آن کو این کو این جهت آنست تا آن یکی که
حقست شود، همین سخن را نگاه کن چندین خلقان انبوه از بهر آنند که پوشیده
کنند او را، آخر از خود انصاف بده اگر ترا کنیزک خوب باشد و برادر زن
تو او را ببیند اگر چه نگویی ناخوشت آید، و آن ناخوشی اثرها و زیانها کند
قال صبی و لا لمعرفته علیَّ اذوجهی طاب و من وجه کرهت من هو حتّی
یدعی معرفتی ما فی الدنیا قبیح قط الّا بالنسبة، الکفرُ لَیسَ بقَبیح الّا بالنّسبة الی
الایمان صار قبیحا کان حسنا فی نفسه، فلما جاء الایمان صار منسوخا قبیحاً
قبیحا الحدید حدید فی نفسه و منافع للنّاس و قُوَّة فی الناس و لکن بالنسبة
الی المس صار ذلیلا لان المس یصلح لما یصلح هوله لان المس قابل الکیمیا دون
الحدید، فبهذا الصلاحیة ترجحت علی الحدید ثم هو کان جیداً الی ان جاء
الفضه هکذا الذهب و الجوهر و الدُّر الیتیم سل من العلل لأی شی ضرب
لعلاحتی یکون لک من الشمس ان کان الکلام له ینقصه و یناقصه و یکسره
و یعبده بمعنی آخر و بوجه آخر و لعلیه و نعلیه و ان لم یکن کذلک فلیس له
معرفة فاقل الاحوال ان یقال خذ بنعلیک و نحن الا یقبل هذا و یحاین من قبول
هذا قلت متی عرفتنی متی و انّی متی وصل ذیلک الی ذیلی و تلک الی کمّی و متی
جالستنی و متی رافقتنی علامه السّمک ان لا تعیّش له الّا فی الماء فاذا رایته
یهرب من الماء و یموت من خوف المآء اذا قیل له الله مات من الحزن و الخوف
و یرید ان یخرج القایل لهذا و لا حاجة له الی الدعوی و البینه بل هو یعیش فی
الماء لایخرج فلو اتفق انه یخرج هذا هو الاصل ان خلیفة یلبس قوماً بیضاً و قوماً
و قوما خضراً و قوماً احمر و قوماً قلانساً فتجروا فی ذلک و لا اخرفها الّا
خواصه و هم ایضاً لیلطون الا ان لا شغل له و لاقصد الا النظر فی الناس
فکل من طاب له و اعفاه اما یعرف بنفسه او یتعد الیه الوزیر فیخبره عن

مقالات شمس تبریزی 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس