مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۱۴


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۱۴

 

 

جهت نیک نامی این خانه و فرزندان شما غصّه می خورم، شما چون راضی اید مرا
خبر نبود، اگر می گویم که می گویی باز گوچه گفتم که آری گفتی معنی آن چه بود
همین بود معنی و بس، و اگر آری دیر می گویم می گویی که چرا آری نمی‌گویی
چه اعتراض است بدین خود من اعتراض می گویم، اگر هست بگو آن اعتراض
و اگر کژی باشد تا راست کنم، و کسی باشد که کار دگر استاد قالب باشد
و آنکس جان و ازین کدر نیست، دگر بالاء خدا کسی باشد که قالب باشد و او
جان این محالست لی معک عقاب و کنت اذکره مع فلان و هو یعتذر بکذی
فقلت انا لا اسکن بهذا حتی اری وجهه اخذ و اوالا اوذی م
الی موضع ماتلقوه و انا لا ابالی بالسیف یعرفونی لا اعمل هکذا لمترونی
لا اعمل کما عملتم بل اذا ودّیتّه دگر مگذار که رنجوری بتو راه یابد، گفتم
می شنود، گفت چه گفتم که او شنود گفتم این ظاهر را شنود گفت که یعنی
نشنوم چیزی و سخنی که شنیدنی نباشد، گفت یک ضمیر دیدی که ضمیر
دانست، اگر نه ظاهر این سخن را عارف اعتراض کند این رنج بدست من
نیست می آید بی اختیار و می رود بی اختیار، چگونه گفت آنرا آن معرفت او
حجاب شد اینک ضمیر و الرّاسخون فی العلمست زیرا که تأویل سخن دانست، این
از روی سوال می پرسید تا بروی خندیدی، این سخن از هر دو بیرون نیست
سخن آبادان می آید خواب شدی در خواب کند هر دل بیدار که هست،
بازگو اوّل این چونست، صحابه به هیچ اعتراض نکردندی بر مصطفی صلوات
اللّه علیه از رای اعتقاد مست می شدند در آن سخن عتیق هفت حدیث بیش
روایت نکرد، اگر سؤال کردندی فایده هاء دگر وافر شدی، و بسیار اسرار
کشف شدی، ازین بوی سخن ما می آید انا الحق سخت رسواست، سبحانی
پوشیده ترک است، هیچ کس نیست از بشر که در او قدری از انانیت نیست
موسی ع م انا اعلم ممّن علی وجه الارض چیزی درو در آمد این بگفت حواله

مقالات شمس تبریزی

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس