مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۷۴


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۷۴

 

رانیم و این جواب می گوییم و التفات نمی کنم، کارد گرفت باری او را دل و
زهرۀ کارد گرفتن بودی، من دی شوربا اندکی آشامیدم دگر
نخوردم، اگر من پرهیز نکردمی هر روز مرا رنجوری آمدی وجود من
ضعیف است الّا می سوزانمش بپرهیز همین که زیانی دیدم زود سوختمش
بپرهیز، وای بدان روزی که پرهیز نخواهد دلم و آن رنج را در دل
خ من چنان شیرین گرداند که طالب نباشیم صحّت را، ما نیایم الّا درین
معرض اگر نیایم از روی دین زیان دارد، چون برودتی و سردیتی
او را آمده است در راه بسبب انک آن روز سیم که آوردم را ناخوش
آمد، تاثیر کراهت مولانا او را برودتی آمد امّا چون در معرض ان نباشد
ما خود بیایم خوش چنانک بارها آمدیم، درین ایّام می باید عبادت کردن
که خداوند می نگرد در بندگان خویش، درین ایّام و در ایامهاء دیگر
در بندگان چنان نمی نگرد و چنان نه بیند این مردمان چنین می گویند
اخر خ تا بود بینا بود و سمیع و بصیر آخر چگونه گویی در رمضان می بیند
معصیت مکن در شعبان می بیند پرهیز کن چون شد مشغول شد به
فسق و فساد، بزبان حال می گویی رفت خدا دیگر نه بیند و نخواهد دانستن
تا رمضان دیگر بیار آن ملاهی و خمر را تا می خوریم، این در احادیث غریب
آمد مشهور نشده است الی یوم الوقت المعلوم آن که هر روز توبه می کند
و می شکند مسخرۀ ابلیس باشد نه از تایبان خدا و بندگانش، مسخرۀ شحنه
دیگرست آن شحنه اگر پیش غلام سلطان آید بی ادب دو پارش کند، سلطان
سلطان شحنۀ است بر در برون در یعنی دورست، لعنت عبارت از
دوری باشد، شیخ ابراهیم یگانگی ما می داند که من می گویم سخن چنانست
که م می گوید هر دو می گوییم لاجرم من می گویم و در خاطرم تقاضاء آن
نیست که، بگوید هم گفت جماعتی از مریدان را دیدم آن کِرا سر جنبانید


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس