مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۷۳


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۷۳

 

هست، قول که می گوید بقوّت فعل بیفتد فعل می کند من بیشتر بخانقاه برای او
رفتم تا او را برُبایم، اگر ربوده شد، و اگر آن سلام و خدمت بحد نفرستاد
بار دگر بروم بر پایش صیدش کنم، من مختارم در دعوت او را امر بود
که می گفت شیبّنی سوره هود من مختارم که گویم شیبّنی زیرا که از یا
نقطی برخاست با شد یک نقطه شد دو نقطه ماند چون اتّحاد شد
مختار باشد زیرا خ از امر هیچ رنج نباشد و هیچ سخت نی م هم دستبوس
کن چون انکس که گفت تبارک الله احسن الخالقین او مرتد شد ندانست
که از پرتو نور ع م لینطق علی لسان عمرست چون مرتد شد دیدی که
ازان او نبود، این جهت محمد ( علی ) نگوید زیرا که خ پیوسته بر زبان او ناطق
بود، نه ( او بود ) ترا چه گفتم او را چه دنیا و آخرت تا مزیه باشد زیرا
شهر آنی الّا دورست از هوا و شهوت مانِعه دور ذکر شما می کردیم
بخیر، من می توانم که همین آن بشود یلزم قط محضور لانکار و لا غیر
الانکار الا انی بعد لست علی هذا و یُبدو سفاها علیّ و جنبی
چه باشد
یکان یکان بگویید و چه باشد حریف می خواهی و الساقی ( ونح) فالق الاصباح
جانا همه اومید من امروز توی      هستند دگران ولیک دل سوز توی
شادند جهانیان بعید و نوروز         عید من و نوروز من امروز توی
چون از رخ یار دور ماندم ببهار    عیشم بچه دل باید و سبزی بچه کار
از باغ بجای سبزه گو خار بروی    وز ابر بجای قطره گو سنگ ببار

اشتهاء آب را اگر ندانی که صادق است یا کاذب حلواهاء بشکر پیش او
بنه اگر بآن التفات کرد صادق نیست، آن کرد راه زن می گوید فقها
نان دارید که شاگرد گرسنه است، من جواب می گویم برو دِه نزدیک
است آنجا باشد که نان بدست آری، گفت که آن دورست کجاست
حال را کودکان را گرسنه است، گفتم که ما نیز نان جستیم و نیافتیم و می رانیم


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس