مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۶۳


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۶۳

 

بخدا می گیرد، کَی موسی را بنبوّت قبول کند حال موسی را بدان آورده که حال تو ( ینی )
آخر مرید فلان گفتی که هر روز هفتاد بار خ را معاینه می بینم، شیخش گوید یکبار
ابایزید ببینی بهتر که هفتاد بار خ ببینی از بیشۀ برون آمد بدیدش بیفتاد
و بمرد زیرا عاشق بود و طالب بمرد، یعنی بقیۀ نفس دور مانده بود آن نماند
بنظر عاجز خود ببصیره با قصور خود بصورت تصوّر خود می بیند، بقوة
ابایزید ببیند خ را اکنون صدهزار ابایزید در گرد نعلین موسی نرسد
و هم تو از راه تقلید می گویی که هزاران ولی بگرد نبی نرسد، پس چگونه
روا می داری که تو نبی هر روز هزار بار ببیند و موسی کلیم را می گویی که
ندید و اگر کسی تاویل کلام خ می کند چنانک هست گویی فتوی می باید
کرد، سخن باشد با تاویل که اگر مواخذه کنند راست باشد بتاویل نه
همچو انا الحق رسوا و برهنه قایل تاویل نه لاجرم سرش رفت، دیوانه گفت
دیوانۀ را جوال پشم چگونه برابر باشد بجوال گوهر، و اگرچه صد بار تهی
می کنی و زر پُر می کنی مقابل گوهر نباشد این دیوانه است که خود عاقل
چه گوید، قاضی طرفه طرفه درو می نگریست، من ان حکایت مشایخ تبریز
و زاهد و عبده را می گفتم که دوش می گفتم سخن شما با م از دهان شما ( بستدم )
باز دلم نداد که چرا نشان آن بود که چون بخودیم بیایی نشان انک بخودیم
چه بود، صلوات بدهیم کمال مطلوب چیست ادراک طالب لا تدرکه
الابصار
نه شفتالوی بده تا من بگویم چو نمی گویی، کمال طالب چیست رسیدن
بمطلوب راست می گوید خ بهستی ربانی صدق سلام علیکم و رحمه الله
سمانیت تن را ترک کردم دوستان نو یافتیت نه همان تن کهن یافتیم
این بدست که ورق خود می خوانی ورق یار بر نمی خوانی، آخر از ورق یار
چیزی برخوان، ایشانرا شرم نمی آید که در کتاب بنویسند چنین چیزها
کسی اینها را در کتاب نویسد، چنانک آن شخص می پرسید که در فرج زن


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس