مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۵۶


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۵۶

 

 

باشد که زیرا رنجوری، سلطان قاهرست این خود در شرع است، امّا
در تحقیق سیّد را آن بود که او را خوردن آن هیچ تفاوت نکردی و او را
روا بود خاصه که او رنجوریهاء صعب بود خاصه کسی را که وجود او
میان خلق بایسته باشد برو قرض باشد دماغ خود را خصوصا در رنج
عمارت کردن، الّا اگر رشید آن بکردی گبر بودی، و کافر و واجب
کردی دفن کردن در گورستان جهودان من انرا در حق او منکر نبودم
الا این که نماز نکردی و م می دانی فرق میان من و او چیست اندکی بگو،
مرا با لله العظیم که آن روز که نماز کنم شادم و خوش گیرم که از خود گفت
ع م اخر درویشی چیزی وضع کرد که الفقر فخری آن درویش را خوش
نیاید موافقتِ او وانگه بران ( اقتصار ) نکردی بر نماز کردن و نماز کنندگان
زبان برون کردی و افسوسی کردی، آخر سبب بیرون کردن رشید
او را همین بود سبب دوری من از وی که موی خُود برکندم این بود می
گفتم سیّد وقتها سخن درانداختی این نماز کردن ترا حجاب نمی شود، گفتمی
با آن کنیزک وقتی مج کنی گفتی آری آری آن حجاب نمی کند، این جهت خدا
که بر امرِ بد روی بر زمین نهی مرید پُرسی، ان خدا را که ترا آفرید چنین لطیف
و شیرین، از پیشانی بود در پیشانی خود چیزیست درو ایمان آری
و آن خواهد و داماد را بگو که شما که باشید که او را بقاضی برید و بر وی
دعوی کنید، و انرا بستانی و ببازی و بمن بخشی، گفت که بوام دادم
گفت با من آخر من ندانم، اگر شرم نبودی یکان یکان بگفتمی که کجاست و
پیش کیست و هم نشانها او داند، اگر نفاق کند ما نیز بنفاق می زییم
بسم الله اینک را بدون ترا ثواب باشد از بهر تو چند بار قل هو الله،
بخوانم ده بار بخوانم بس باشد، اکنون بدبختی اویم رحم می آید، گفت که
ما را زهره نباشد که زحمت آریم بخدمت، گفت چون امر آمد عین ادبست

 

تطبیق متن
16/09/1395
مجید نیک سیرت

مقالات شمس تبریزی

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس