مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۵۳


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۵۳

 

 

و حمایة لماجیت اثر انا حاسبت الکل، خ، مرا جفتی بدادی بی انک من بگویم
مرا خدمتی بکند بدهد عجب یا نه، گفتم تا این را که داده است توفیق آن دهد
گفت کو، چون دوم بار سوال کرد بغضب جوابش داد الم اقل لک انک
ان غضب نفسانی نباشد بندگان خ را غضب نفسانی کی باشد، نعوذ
بالله آن غضب خدا باشد ازان حذر باید کرد، دیگر همان عذر را
باز نتوانست گفتن گفت ان سالتک عن شیءٍ خضر دستک زد و از
شادی رقصی کرد که آخر زود بگو مرا باز رهان خلاص کن، می گوید
با خود آی خ کی باشد، اکنون چه می دهید که بزرگی مرا چیزی گفت
دریغ می آیدم که انرا بخشکی باز گویم آنست که اگر مطلوب م است
زهی دولت مرا که روی از مطلوب گردانیدم خ روی باز بمطلوب آرد
که از موسی درگذشت و دگر هرگز او را ندید، و از محمّد ع م هم در
گذشت، جهد کنید تا هیچ حجابی در میانه درنیاید طریق شما را اموختم
بخدا بنالید ای خ این دولت را بما تو نمودی ما را باین هیچ راهی نبود کرم
تو نمود، باز کرم کن و از ما این دولت را باز مستان، زیرا راه زن شما درین
باب شیطان نیست غیرت الِه است، زیرا که او را چنانک کرمیش
نمود غیرتش خواهد که برباید، و اگر اتفاقا چند روزی فراقی ( افتاد زود )
و ( گرم ) دران کوشید که بهم رسید انجا که شنیده باشد در میان سخنها
که من انجا باشم که فرزند حجاب و هیچ حجاب نشود چنان گرم باشد دران
طلب که گرمی طلب شما بر هرکه بزند انکس بیفتد و با شما یار شود،
چنین سرد سرد نی که این بار بود، اگر در آن واقعه بشما رسد زهی
مبارک واقعه و هر که مانع شود ان شیطانست که مدخل یافت آن
اولین غیرت خ بود، اما اکنون چون آن عمل کرد شیطان مدخل
یافت، نی خواجه تو هم موافقت می کنی بسم الله تا رفیق باشیم اکنون این

 

مقالات شمس تبریزی

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس