مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۲۶


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۲۶

 

 

بلحظۀ هم تواند، الّا جهت آن روز آن باشد که بمراعات با او درآید اندک
اندک چنانک او گوید که این مرد بزرگ بوده است و فیلسوف، زیرا که او
مرد فیلسوف باشد و دانا، آخر این بانبیا پنجه می زنند گزاف نیست آخر
لذتی یافته اند و خوشیء یافته اند که بقوت آن آن می کنند، چون گوید که
نی برادر ماست و ماوای داند انگاه بیک لگد عقل او را درهم شکند تهی اش
کند این خود محال باشد، مصطفی صلوات الله علیه آرزو بُرد صورت ابلیس
چون خ را دید بالاء همه آنست چگونه در آرزوی صورت ابلیس باشد
این چنین بگویم تا از صداع بازرهی، چون ابلیس که معنوی خواهد که با
صورت آید در صورت عماد درآید تا ترا سرد کند بعد ازانک دل را در
بسته باشی تا هیچ سودای شیطانی در نیاید، ایمن مباش که از برون
در کسی رود بصورت او پیش تو آید و ترا سرد گرداند، سلیمان
ترمدی گفتی باری سخن اهل دین بگویید، اینها که در روزگار بر منبرها
سخن می گویند و بر سر سجّادها نشسته اند راه زنان دین محمّداند، بر
سجّاده ابایزید بود و بر منبر شقیق بلخی، بگو با جمع گوید جمعیّت کو برخاستی
چرخ بزدیی م طغراق نمی تواند خوردن حلوا می تواند خوردن، بیا
تو نیز دلتنگ شو تا بهم بگویم این همه ترا زی است، اگر نه پیش از خوردن
در چنین معرضی که امروز این چنین امری رفته و مراد ازان امر یا کردن
بود یا ناکردن یا خود چه بود هر چه بود گذشت، صحبت اگر ترا زیان
ندارد خدا را بندگان هستند که صحبت ایشان فوت شود ترا زیان
دارد و نیکو نبود، گفتم که مثال این سخن آن بود که تو نیی در من که تو نی ام
سوزنی خلید می گویم شاه نیز در همان موضع سوزن خلید آن قیاس
موضع است بموضع، نه قیاس زننده بزننده گفت بلک چنان پادشاه را
کمند روز در پای خلیدی عوض سوزن، اگرچه سره شود و باشد که سره

 

تطبیق متن

02/09/1395

مجید نیک سیرت

 

مقالات شمس تبریزی

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس