مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۲۱


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۲۱

 

 

رسد که بیند مرا م می‌گفت که درختان می‌بینم و باغها و دریای آب صافی
خوش جان‌افزاری، که صفت آن دریا در گفت نگنجد از لطف، درختان
که بیخ آنرا در اسفل نگویم و شاخ آن از سدرة ‌المنتهی گذشته و سایها
و سبزهاء خوش و ایشان هیچ نمی‌بینند، در عشق سری سروری بی‌طلبان
که اهل شهوت باشد، و آن عاشقان بسر افزودن مشغول نمی‌شوند خ
می‌گوید اگر مردمان بدانند که مرا چنین می‌داری از هر طرفی رغبت کنند
و شنیده و می‌گویند و رغبت می‌کنند، من آن جهت طمع نگفتم جهت آن
گفتم تا چون من عذر تو گویم مرا بهانۀ باشد که ترا تزکیه کنم آن ازو نبود
اینک پشیمان شد رفتی و ازیشان شرم داشتی و آمدی جانب ایشانت
قوی‌تر بود در همه وقت‌ها از جانب من، این سهل‌ترین علوم، علم استنجاست
و توابع فقه ازان مشکل‌تر اصول فقه از آن مشکل‌تر اصول کلام ازان
مشکل‌تر، علم فلسفه و الهی که می‌گویند با انبیا پنجه می‌زنند که اگر بیم تیغ
نباشد طریقۀ خود را می‌گویند که ثابت کنیم و ژاژ می‌گویند و آنچ افلاطون
و توابع او گویند که اگر همه همچو ما بودندی انبیا حاجت نبودی ژاژست
چون شنید افلاطون که یکی بی‌علاج زر می‌کند خاک را و تو اگر مثل آن
بکردیی برادر آن بودیی، اکنون چون نمی‌توانی و او را بر خود مزید می‌
بینی چون متابعت او را واجب نه می‌بینی، اکنون زیرک‌ترین و فیلسوف‌
ترین همه حکمااند و این صاحب کرامت ازیشان فیلسوف‌تر است،
زیرا این قوم در آن یاوه می‌شوند و منکر می‌شوند و با دراک آن نرسند
و معجزات از کرامات قوی‌تر، زیرا که نبی هر وقت که خواهد معجزه
بنماید بخلاف صاحب کرامت اگر بندۀ که انبیاء تمنی او می‌برند که جعلنی من
امة محمَّد
ازین همه زیرک‌تر و فیلسوف‌تر باشد، پس چون صحبت این
چنین کس دریافته باش. و شما را ازین زیرکیها که عقل شما را بدتر گرداند

 

مقالات شمس تبریزی

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس