مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۱۷


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۱۷

 

 

بعضی را مطلوب مقارن طلب پیش آمد، و بعضی را به وقت مرگ مطلوب روی
نمود، و بعضی هم در آن طلب مردند در هوس این مردن کاری بزرگ
است اوّل باری کاریت نبود دستی بر پای ما می‌نهادی، اکنون خود چو
رفتی باری فایده این بود که کارکی یافتی به آن مشغول شدی، عایشه رضی‌
اللّه عنها خواب دیده بود امّا با ع م فراموش کرد گفتن که اگر با ع م خواب را
گفته بودی ازان خانه بیرون نیامدی اگر پانصد بار وحی آمدی از آسمان،
آخر چنین مطلوبی که همه انبیا و اولیا در آرزوی حصول و وصول او بود
این چنین خواجه که چنان خواجه در آرزوی بود که واشوقاه الی لقاء اِخوانی
این چند سؤال اولوالعزم را مسلّم شد دیدن ایشان روزی یا از
دور و باقی بعضی را از ایشان خبری نبود، و بعضی را وصال و دیدن
نشد، گفتم با حجّاج حرفی چند بگو چون معهودی رفته است که چون
او بیاید سخنی بشنود، م را اگرچه میل گفتن نبود و دران سخن که گفته بودی
فرو رفته بود الا جهت امر پاس داشت و این چند سخن گفت بسیار جهدها
کرد و زد و گرفت با شما ابلیس، بعد ازین چنین می‌نماید که دشوار توان
وسوسه کردن، بسیار رنجش باید دیدن و کوشیدن تا با شما چیزی
در اندازد اربعین صباحاً مفتاح دل او باشد، و اگر نه صد هزار صباح
سود نکندش، بنهانه یحیی و عیسی سجده کردی  اینچ می‌گویند که ایمان پاس
قبول نیست این خدا ایمان پاس کدامست آنک از رنگهاء این جهان نیفتد
و نقش‌هاء آن عالم دیدن گیرد و از سخنان آن جهان شنود پس فرعون را
چنین نشده بود هنوز بایستی که ایمان او قبول بودی، پس اگر چنین
باشد که بیک کلمه بآخر عمر مؤمن می‌رود، آخر در قراة این سه بار بیش نیست
ثُمَّ ازداد واکفرا آن نخواهد که آن کفر مستمر شود، بلک همین که چون از
دو بار در گذشت سیم بار کافر شد، پس سبق برد و آن فزون آمد کفر

 

مقالات شمس تبریزی

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس