مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۱۶


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۱۶

 

 

دران خانه حال عظیم خوش روی سر خ شده و مستی می‌کردی و من می‌گفتم
که هَله رواست مستی کن، در آن خانه جمعی آمدند جهت زیارت من پیش رفتم
تا در نیایند و عماد با ایشان، سلطان آن باشد که بداند که من سلطانم
ح صوفی که نفَسَی را فتاده است خواهد بیاید خواهد برود طُولُ العَهدِ
منسی
این حال عاشق نباشد استفتاح از اوّل می‌باید نه موقوف امروز
مُعَین، الاستفتاح نصرت خواستن سخن ازین مشروح‌تر ازین سپیدتر
ماست باشد رمز قاضی است، شوکی پی‌خور که نی هرگز خود بی شیخ ابراهیم را
گفتم که بی‌مزگی از تست او را مخاطب کردم می‌دانستم که احوال چیست
و آن کیست که او را پیش دل حجب آمده و خیال از عالم ما و ازان خیال
خیال دیگر خاست، چنین می‌گویم این معانی را که اگر ع م بودی بدین
معینی نگفتی نه از عجز بلک ازانک او را مشغولی بودی که نپرداختی
بدان که چنین فرو شکافد این سخن، الّا مرا هیچ آن معنی از پیش نمی‌رود
با این گفتن، هر چند که من خود را در سخن مشغول می‌کنم آن معنی از بیتم
در می‌آید کجا گریزی هر چند گناه می‌کنم غفران در پیشم می‌آید بلدة
طَیِّبَة و رَبُّ غَفُور لِیَغفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّم مِنْ ذَنبِک و ما تأخَّر
آخر ع م
جای خمر نخوردی الّا گناه او این سخن بودی که گفتی، فرمود که غفران
از تو کوتاه نشود و کم نشود تو هرچند که خواهی این گناه می کن و می گو
این گفتن او را خدائی است و دوری است ازین دوری او هزار
نزدیکی حاصل می‌کنند، او تواند که ازین بامزه‌تر بگوید این را الّا در
معرض نتوانند آمدن و مضمحل شوند و طاقت ندارند، الا ازین بی
مزکی وازین مزه گفتن او صد هزار مز‌ها یابند و بامزه می‌شوند،
صدّیق مست می‌شود و عمر را حال دگرگون می‌شود و علی در معرض تیغ
تیز در می‌آید ازین بی مزگی او، تا چندان قوت گیرند و پرورده می‌شوند

 

مقالات شمس تبریزی

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس