مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۱۴


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۱۴

 

 

للرحمن ولد نه آن ولد که از مجامعت جزوی ازو منفصل شود، بلک
نوعهاست این زایندگی، مثلا گویند که این سخن ازو زاینده شد آن نخواهند
ولادة دیدن امیر مرا زیان نیست و او را سُود هست این مشایخ را
دیدن و صحبت امرا، اگر خدا را بندگانند که بر حوض و جوی نگویم بر دریا
گذر کنند و ایشان را دامن تر نشود امّا اینها آن نیستند که اینها را
دامن تر شدن نیست بل غرق هم می شوند، و امرا را از دیدن ایشان
زیان، زیرا قالیتی و تقلیدی که دارند آن هم پوشیده می شود بسبب
صحبت این راه زنان دین، پس چون ما را میل هست الّا هم زادی
هست چنانک می گویند هر کسی را زادی از پری یا از دیوی که با او
بهم در وجود آمد و دوست دار و بس دوک است از غایت غیرت
چیزی درافکند و چیزها انگیزد آن کس از ما دور افتد، چون
این کس را می باید صحبت و می خواهد نیز رضا هم می گوید که فرمان تراست
الّا ازان تسلیم او بوی آن می آید که راضی نیست و قوتها هم که هست
ازین روی است، شرح دیگر هر کس که در عالم آمد چیزی هم راه او
شد، بعضی را هوا هم راه او شد، و بعضی را عشق هم راه او شد
عشق قدیم چنانک قایل گفت، روح چون اختلاف کردند بعضی حکما
گفتند قدیمست، بعضی گفتند حادث است یعنی اوّل نبود انگاه
شد اما دیرست که جمعیت ارواح بود الا رواح جنود مجندة ،
امّا این جمعیت بانواع، خراباتیان را هم جمعیّتها هست و مفسدان را
الّا آن جمعیت را می گویم که روح با آن باشد عِلم خدا با همه محیط است
الا باین جمعیت خ هست ان الله مع الذین اتقوا و قوله ان
الله معنا . پس اگرچه تتار در اوّل فطرة در آن جمعیت با ما انس داشتی
این ساعت انس بودی و با عماد همچنین آن ح را خ خطاب کرد که خلیفه

 

02/09/1395

مجید نیک سیرت

 

مقالات شمس تبریزی

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس