مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۰۷


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۰۷

 

 

که هست، عماد گفت آنچ گفت بنحو راست نبود سیبویه دران سخن گم شود
نه من انچنان نمی گویم چنان می گویم که این حالت مساوا باشد با محمد
ع م در متابعت پس تفاوتی بود لفظی اللّهم جَعلنی من امت احمد پس
منزلت او را می خواهد یعنی دیدار می خواهد بلفظ ذکر در سخن هیچ
سِر جهنم نباشد اقلّ نشان اینست این تفاوت به نسبت است این اصل را
نگاه دار تا هیچ مشکل نشود بر تو، آن صفّه بلند است نسبت بسقف
نی نسبت بزمین صریح گفتم م پیش ایشان که سخن من بفهم ایشان نمی
رسد تو بگو مرا از حق تعالی دستوری نیست که ازین نظیرهاء پست
بگویم، آن اصل را می گویم برایشان سخت مشکل می آید نظیر ان اصل دگر
می گویم پوشش در پوشش می رود تا بآخر، هر سخنی آن دگر را پوسیده
می کند در حق م هیچ پوشیده نمی کند، چون با او مبالغها کردم برو
عِیان در عیان کی باشد چون م بگفت تسلیم کردند و عذر خواستند
سری درویشانه فرو آوردند و رفت، اکنون معنی تم الفقر
فهو الله هزار بیهوده بگویند یعنی چون تمام شد فقر پس انک خدا
عیان شد بیابی و ببینی نه انک اله شود یعنی اذا تم الفقر تجد الله
اگر نه آن کفر باشد گفت شاید آن معنی او را نه باشد گفت پس
چه فرق باشد میان تو و میان نصرانیء آخر عیسی ع م لطیف تر
بود ازین منصور و ابایزید و غیرهما پس چرا او را مذمت می کنی که می
گوید که عیسی خ است چون تو نیز چنان می گویی بل معناه اذا تم الفقر
تجدالله یعنی کل من مات نفسه و مات شیطانه و ظهر عن الاخلاق الذمیمه
و صل الی الله حاشا لله بل قد وصل الی طریق الله اذا کان یعرف
انه ما وصل الی الله فقد وصل الی طریق الله و الّا فهو ضال عن طریق الله
و النفس بعد حیّهُ والشیطان بعد حیّ و اذا لم یفرق بین نور طریق

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس