مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۰۳


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۰۳

 

 

نام آن اصحاب آورده است بی شرح چنانک اولوالالباب، امّا هیچ از احوال
ایشان ذکر ایشان خود را برهنه کردند و رسوا و او مستور و پوشیده
مصطفی در آرزوی ایشان می سوخت مجال نبود واشوقا می گفت، ابا یزید
را اگر خبری بودی هرگز انا نگفتی، لاجرم زنّار خواست سنایبک اِدبار به از
سیّد بود و سیّد به از م او را حال خوشتر بود و او را علم بیشتر اینها را می بینی
عماد و غیره آن گذشتگان را آن صد چندین بگیر هزار چندین بگیر، آخر این
جنس باشد اگر ولی باشد که صد هزار صفا و ولایه برو می تابد، یکی ازیشان را
میان بیابانی ببیند اگر در اندرون او بگردد که شاید که او این باشد که داند
در حال سرش برود و هلاک شود و همه مالش بتاراج رود از بام بیفتد و پایش
بشکند، ولیکن آن معنی خلاصه ازو برود و ایمان ازو برود و فسرده شود،
مگر که خواست انکس باشد زیرا که او مراد خ است، گفتی که شیطان بدان مقام
برسد، آری چون بحال معنی کلیم الله برسید که می فرماید انک لن تستطیع
معی صبرا تعجیل نمای در سوال، العجلة من الشیطان بمقام او نرسد که صد چون
او در گرد کلیم الله نرسید م رها نمی کند که کار من کنم مرا در همه عالم یک دوست
باشد او را بی مراد کنم بشنوم مراد او کنم، شما دوست من نیستید که شما از
کجا و دوستی من از کجا الّا از برکات مولاناست هر که از من کلمۀ می شنود با
چندین گاه از من کسی چیزی می شنود با کسی چیزی می گفتم، تو ابراهیمی که می آمدی
بکتاب مرا معلمی می دیدی، الّا بسیارست که کسی در ناشناخت خدمتی کند
خدمت در ناشناخت کو و خدمت در شناخت کو آن وقت که با عام گویم سخن
انرا گوش دار که آن همه اسرار باشد، هر که آن سخن عام مرا رها کند که این
سخن ظاهرست سهلست از من و سخن من برنخورد هیچ نصیبش نباشد بیشتر
اسرار در آن سخن عام گفته شود سری عظیم باشد که از غیرت در میان مضاحکی
شود، ترا می بایست آمدن بزیارت بی انک بفرستند عشق این باشد

 

مقالات شمس تبریزی

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس