مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۰۲


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۰۲

 

 

الجواب اما الهیبة فان الا رادة منی یغلب الهیبه و اما الثانی
وقیا کان المحل غیرُ قابل کان الکلام ظلمُ کتب لا یکلمه بهذا الاه
و لکن ما یکم ه بهذا الّا فی عصری و زمانی بها یکذب کثیرا و قد تاب
عندی من الحشیش و الکذب و لکن الان سهو کنیزکان آوردند در همسایۀ
من، و دی من پنهان می گفتم اگر ه را با خود آوردمی ما نیز قطرۀ نخود می
بارید که فریشتگان مقرّب می خواستند که بربایند آن قطره را بحضرت
بشفاعت برند که ما را بدان وجود آشنایی ده، بندگانی که ایشان را با عِلم
مِن لدنی است بر دو قسم باشند، یکی ان علم چون سیل بریشان بگذرد،
ایشان ره گذران عِلم باشند، قومی ازین قوم نادره تر که بَر سخن قادر باشند
جواب گذارند که ترا حالی بود آراسته بصورت و معنی، دیگر بر شمال ان حال
ندیده بودم همه انبیا و اولیا در آرزوی لِقا چنین بوده اند که صورت او را
ببینند، کسی که او درین مانده باشد که صد امید باشد مُطلّع او این باشد ولی بگرد نبی نرسد او بکجا رسد کسی
منتهاء او بکجا رسد کسی که عقیدۀ او این باشد که قرآن کلام خ است،
حدیث کلام محمد ازو چه امید باشد مطّلع او این باشد منتهاء او بکجا رسد
که اینها در طفولیت می باید که معلوم او باشد او درین تنگ نا مانده باشد،
عالم حق فراخ نایی است، بسطی بی پایان عظیم مشکل مشکلست نزدیک بعضی
و نزد بعضی آسان آسان که از آسانی در تحیّر مانده است، که کسی درین
خود سخن گوید او درین مانده باشد که للقرآن ظهر و بطن الی سبعة ابطن
ظهر عُلما دانند و بطن اولیا و بطن بطن انبیا و آن سوم درجه لا یعلمه الا
الله رات ولا اذن سمعت آن همچو کمانرا ماند در قرآن اگر اسرار بودی
همه روز علی خصوص قرآن می خواند بی خود نمی شد، چون یک کلمه از اسرار
شنید بی خود شد، و آن فتنها ظاهر شد آن سخن ابا یزید از بهر آن چنان
می نماید که او اسرار خود گفته است ع م هیچ اسرار نگفت الا موعظه جای جای

 

تطبیق متن

27/08/1395

مجید نیک سیرت

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس