مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۸۰


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۸۰

 

 

فامّا من اعطی واتّقی و صدّق بالحسنی و قوله برحت لنعم الرجل
الا ان فیه عیباً انه یحب النسیم و انه لیضحَکُ الله فی کل یوم سبعین
مره قال علی رضی الله عنه للشاهد الرابع کیف تشهد قال
دخلت بیتاً فرأیت امرأه مستلقیه علی قفاها و رجل فوقها و هما یتحرکان
و یتنافشان، و رأیت رجلاها یتحرکان کادنی الحمار و ما رایت اکثر
من هذا تو از کسی چیزی یافتی مثلا هر کرا نطقی بود تعظیم می کردی حذرا
عن فوات ما هو المقصود و الله اعطی ذلک و تغیر به الحال و لو لا هو ذلک
الفقد لما حصل بتعظیمه هذا المعنا الا ان ذلک فی العقیده الثانیه ینبغی
ان یکون فی المعامله کالاخرین لان لما رایت فضلکم فی الانواع لااستجیر
منکم الجلوس بالتذلل اما الشیخ ابوبکر کان عنده الفقراء اذا دخل علی
الشیخ من اعوان الوزیر او غیر هم من الناس کان تعظیمهم له مایه جزو
مما کان قبل دخول الاجانب و یقوعون و یقعدون من بعید بالادب اذا
ادخل واحد و کان الشیخ منهم فراغه و غیره من المشایخ کان یمون علی
دخولهم چو خواهم که بروم معشوقی می باید که تا مردم را بپرسند که ایشانرا
اگرچه علمی هست ولیکن از حال بحال می گردند تا بدانی که این عملها را به
اندرون هیچ تعلقی نیست، زیرا که قوت اندرون این تقاضا می کند که گوید
نی من ببینم هیچ قول کس نشنود و این لفظ معرفت و درویش هم مستعمل
شدست، بزبان هر کسی از ایشان همین فهم کنند چو بشنوند ای
خواجه نام می باید گردانیدن تا معرفت با چیزی دیگر از ننگ اینها که
بزبان بردند، شعر، شوری که درو هزار جان قربانست
چه جای دهل زنان بی سامانست چه جای عمارت این ظواهرست
آن وقت که باعتقاد کامل باشتهاء صادق آمده بود چهار بار در پای
من می افتادی و می گریستی از م شنیده و حال م دیده بی ما او بیات نشد

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس