مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۷۹


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۷۹

 

 

گفت شیخ، گفتند شیخ تو بهترست یا عم، گفت شیخ، گفتند شیخ تو یا خ، گفت
من یگانگی و توحید آنجا یافته ام غیر آن یگانگی نمی دانم مشبه یکی خود کی باشد
او و آن سجعکش و تشبیهکش نحن روحان حللنا بدنا این تشبیه است،
اما با آن تشبیه راه دورست مبلغی راه است و ازان تشبیه تا عالم توحید
سخت بسیارست مرا می باید که ظاهر شود که زندگانی ما با هم بچه طریق است،
برادریست و یاری یا شیخی و مریدی این خوشم نمی آید، استادی و شاگردی
سرگین بدهانش گویند، کسی را که خواهد که لفظی بگرداند همان معنی باشد
چنین گویند بولایت ما ازین نرنجند زهی خر مقلّد که ایشان را خر گوید، اکنون
تو فضل می نهی مرا بر خود من آن نمی گویم پیش من اینست بی تاویل می گویم سبب
فراق اگر بود این بود و آنک مرا نمی آموزی من چون اینجا آموختن بیابم رفتن
بشام رعنایی و ناز باشد معشوق ناز کند ببایدش بر نهادن گفتم بر سر
گفت آری کونم هیچ نیرزد سیاه و پرمو، روی من چو سگ است و اعضا
چون این شرط بجا آوردی رفتن بشام رعنایی و ناز باشد، الّا من معامله
می طلبم من معامله را می نگرم، مثلا چو من ترش می باشم تو ترش می باشی چو
من می خندم تو می خندی من سلام نمی کنم تو هم سلام نمی کنی همچنین می آید
ترا خود عالمی هست جدا فارغ از عالم ما و نیز وقتی نبشتهاء ما را با نبشتهاء
دیگران می آمیزی، ما نبشته ترا با قرآن نیامیزم با انک تو رجحان
دعوی کردۀ من آن دعوی نکرده ام و وقتی چیزی گویم بنویس کاهلی کنی
روی عن علیّ رضی اللّه عنه قال کنّا فی صلاه جنازه فی مقبره
بقیع فاتانا رسول اللّه فصلی اللّه علیه و سلّم فقال ما من رجل و امراه الّا
و قد کتب مقعده من الجنه او النار قالوا افلا تنَکّل علی کتابنا
قال اعملوا فکل میسر لما خلق له امّا من خلق للجنَّه فییسرّ
لعمل اهل الجنّه و اما من خلق للنّار فییسرّ لعمل اهل النار ثمّ قرأ 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس