مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۷۸


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۷۸

 

 

او این سخن بگویی، گوید ها چه هاها چون هاهایی پس چه در عالم مشغلۀ
در انداختی فریاد برآوردی که تاویل احادیث بزرگ کاریست درجۀ بزرگ
است، که از سخن مقصود گوینده را بداند، یوسف الصّدیق پیغامبر بزرگ بوده ست
فخر می کرد و شکر می کرد بعلم تاویل احادیث الانبیاء فی حسره حضوره
و انّما اقول هذا لان یطیب له و انا زعمه هذا و الا انا ما اری لنفسی
فضلا فخرج منّی کلام یطیب له و ذلک لیس حالی الا انّی اذا مللت یوما ً
من الکلام آخذ بعنق واحد من هذه الکلمات تمرّ علی من این یقول
من الله الی این یقول الی رجل کبیر و هوا قول ایش انا فی الوسط ایش تمرّ
عَلّیّ مرَّ علی بیت رجل بملول من مرور اخاف اعمل هکذی یقطع المرور
منی و انحسر علی ذلک افضله علی اخیرهم اما المصطفی علیه لااقول لانّ امرهُ
عظیم انّ الله غمّسه فی بحر الکرم غمسه فاخر جه فقطر منه قطرات النور
خرج من کل قطره منه نبیّ و بقی من القطرات، فخلق من ذلک الاولیاء فکیف
اقرّبه الا اقول افضل ممّن بعده و کیف اقرن به احداً و الذی وصل الی بلا
العلم و العقل و الکد ذلک ببرکات متابعته و اوّل کلام تکلّمت معه کان
هذا امّا با یزید مالزم المتا بعه و ما قال سبحانک ما عبدناک فعرف م الی
التّمام و الکمال هذا الکلام و امّا هذا الکلام الی این مخلصه ومنتهاه
فسکر من ذلک لطهاره سرّه لان سره کان منقا طاهر و ظهرعلیه و انا
عرفت لذه ذلک الکلام بسکره و کنت غافلا عن لذه هذا الکلام و اما
قولی بان هذا الکلام لیس حالی اما ان یکون حالی اعلی عن او ادنی
من هذا ولکن ما قرَّ هذا الکلام و امّا قولی علی احد اخر بزمان حق نه بزمانست
نه حق حق نمیرد چه جای بزمانش آری بزمان حق نمیرد امّا تو آن نیستی ترا
نام است نا رسیدست بتو مرید را شاید که شیخ خود را تعظیم زیادتی کند
گفت از مریدش پرس، یکی را سوال کردند که شیخ تو بهترست یا ابایزید

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس