مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۷۰


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۷۰

 

 

گذرانید و ترا خوش دل کرد، از بهر شکر آنها را این رنج را نیز به خدا حواله کن و سهل
گیر تا رحمت را فرود آید، مرد را رقّت آمد و گفت که چه کنم ما را عاجز کردند
بجان آوردند آن هفته آن عالِم گفت خدایرا بر عرش دانید هر که خدای را
بر عرش نداند کافرست و کافر میرد، این هفته عالِمی دیگر آمد بر تخت رفت
که هر که خدای را بر عرش گوید یا بخاطر بگذراند بقصد که بر عرش است یا بر
آسمانست عمل او قبول نیست منزه است از مکان، اکنون ما کدام گیریم بر چه
زییم برچه میریم عاجز شده ایم، گفت ای مرد عاجز مشو و سرگردان میندیش
اگر بر عرش است و اگربی عرشست اگر در جایست اگر بی جایست هر جا که
هست عمرش دراز باد دولتش پاینده باد، تو از درویشی خود اندیش و درویشی
خویش کن حروف القسم ثلثه الوار و الیاء و الباء و التاء یعنی واللّه وَ بِاللّه
و تَاللّهِ که این قوم که درین مدرسها تحصیل می کنند جهت آن می کنند که مفید
شویم مدرسه بگیریم گویند حسنیّات نیکو می باید کردن که در این محفلها،
آن می گویند تا فلان موضع بگیریم تحصیل علم جهت لقمه دنیوی چه می کنی، این
رسن از بهر آنست که ازین چه بر آیند نه از بهر آنک ازین چه بچاههای دیگر
فرو روند، در بند آن باش که بدانی که من کیم و چه جوهرم و بچه آمده ام و کجا
می روم و اصل من از کجاست و این ساعت در چه ام روی بچه دارم ذکر
الغایب غبیه و ذکر الحاضر وحشة این کس که ذکر می کند از این دو حالت
بیرون نیست یا حاضرست یا غایب اگر غایب است غیبت می کند و اگر
حاضر است وحشت می انگیزد، پیش سلطان ایستاده است می گوید سلطان
چنین گفت و سلطان چنین کرد، امّا غیبت از کبایرست از آن چار گناه
کبیره است که آنرا از زشتی از گناهان دیگر جدا داشته اند از آن چهار یکی
غیبت است، دوم بهتان، سوم خون، چهارم مظلمه که تا خصم بهل نکند
از عذاب خلاص نیاید اگر چه پادشاه با او راز گوید چرا این غذای جسم است

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس