مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۹


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۹

 

 

نیکو تقریر می کرد مشبهانه و می گفت وای بران کس که خدا را بدین صفت تشبیه
نکند و بدین صورت نداند عاقبت او دوزخ باشد اگر چه عبادت کند زیرا
صورت حق را منکر باشد طاعت او قبول نباشد، و هر آیتی و حدیثی که تعلق بی چونی
و لامکانی سایلان بر می خاستند دخل می کردند که و هو معکم اینما کنتم لیس
کمثله شییء همه را تاویل می کرد مشبهانه همه جمع گرم کرد بر تشبیه و ترسانید
از تنزّه بخانها رفتند با فرزندان و عیال حکایت کردند و همه را وصیّت
کردند که خدا را بر عرش دانید بصورت خوب دو پا فرو آویخته بر کرسی نهاده
فرشتگان گرداگرد عرش، که واعظ شهر گفت هر که این صورت را نفی کند ایمان
او نفیست وای بر مرگ او وای بر گور او وای بر عاقبت او، هفتۀ دیگر
واعظی سُنّی غریب رسید مقریان آیتهاء تنزیه خواندند، قوله لیس کمثله
شییء لم یلد ولم یولد والسّموات مطویّات بیمینه و آغاز کردند مشبهیان
را پوستین کندند که هرکه تشبیه گوید کافر شود، هرکه صورت گوید هرگز از
دوزخ نرهد، هر که مکان گوید وای بر دین او وای بر گور او و آن بتها
که بتشبیه ماند همه را تاویل کرد و چندان وعید بگفت و دوزخ بگفت که هر که
صورت گوید طاعت او طاعت نیست ایمان او ایمان نیست، خدای را
محتاج مکان گوید وای بران که این سخن بشنوند، مردم سخت ترسیدند و گریان
و ترسان بخانها بازگشتند، آن یکی بخانه آمد افطار نکرد بکنج خانه سر به زانو
نهاد بر عادت طفلان گرد او می گشتند می راند هر یکی را و بانگ می زد
همه ترسان بَرِ ما در جمع شدند عورت آمد پیش او نشست گفت خواجه خیرست
طعام سرد شد نمی خوری کودکان را می زنی ومیرانی همه گریانند گفت برخیز
از پیشم که مرا سخن فراز نمی آید آتشی در من افتاده است، گفت بدان خدای که بدو
امید داری که در میان نهی چه حالست تومرد صبوری و ترا واقعهاء صعب
بسیار پیش آمده صبر کردی و سهل گرفتی و توکل بر خدای کردی و خدا آنرا از تو

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس