مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۸


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۸

 

 

بی حجاب بنماید، پرسید که از بنده بخدا چه قدر راهست گفت چندانک از خدا
به بنده، زیرا اگر سی هزار سال گوید درست نباشد زیرا آنرا نهایت نیست
و اندازۀ نیست و اندازه گفتن بی اندازه را و نهایت گفتن بی نهایت را محالست
باطلست و نباید داشتن که نهایت سخت دورست از با نهایت و این همه
صورت سخن است بی نهایت تعلقی ندارد، سخن کجاست آنجا که خداست الکلام الی
یوم الوقت المعلوم چون درویش سخن آغاز کرد اعتراض نباید کرد بر وی آری
قاعده اینست که هر سخن که در مدرسه باشد و در مدرسه تحصیل کرده باشند
ببحث فایدۀ آن زیادت شود، امّا آن سخن ازین فایده و بحث
دورست بدین هیچ تعلقی ندارد، آن یکی بیکی شمشیر هندی آورد و گفت این
شمشیر هندیست، گفت تیغ هندی چه باشد گفت چنان باشد که بر هر چه زنی
دو نیم کند گفت الصّوفی ابن الوقت گفت برین سنگ که ایستاده بیازماییم
شمشیر را بر آورد و بر سنگ زد شمشیر دو نیم شد، گفت که تو گفتی که شمشیر
آن باشد بخاصیّت که بر هر چه زنی دو نیم کند، گفت اگرچه شمشیر هندی بود
سنگ ازو هندی تر بود، موسی از فرعون فرعون تر بود آن ولی بود امّا این ازین
ولی تر بود، گفت پس صورت او چه بود قسم رابع لفظی واشوقا الی لقاء اخوانی
گفتند یا رسول اللّه اخوان ماییم که آرزو می بری، گفت نی شما یاران منید،
گفتند اخوان تو انبیااند که گذشته اند، گفت ازین اخوان ایشان را نمی خواهم
بندگان نازنین اند که بعد از من بیرون آیند، هنوز مراهق بودم بالغ نبودم
که ازین عشق سی چهل روز گذشتی آرزوی طعامم نبودی آن شخص بوعظ
رفت در همدان که مشبّهی اند، واعظ شهر برآمد و مقریان قاصد
آیتهاء که بتشبیه تعلق دارد چنانک الّرحمن علی العرش استوی
و قوله أَامنتم من فی السّماء ان یخسف بکم الارض و جاء ربّک و المَلَک صفّا
صفّا یخافون ربّهم من فوقهم آغاز کردند پیش تخت خواندند، واعظ نیز چون
مشبهی بود معنی آیت مشبهانه می گفت و احادیث روایت می کرد سترون
ربّکم کما ترون القمر لیله البدر خلق اللّه آدم علی صورته و رایت ربّی فی حلیه حمراء

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس