مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۷


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۷

 

 

مشوش شدن نقصان باشد، گفتم آنکس کمال فهم دارد داند که این کمال
باشد که جانب خدا نقص نگنجد نقص از بی صبری اوست آخر این ترانه از
بی صبری آمد چون تأنی کند هم جواب بیابد هم گوینده، اگر
جواب نشنوی و نیاید معنی بیاید برکۀ صبر که قوّت شود مستمع را و بر
علم دگر مدد شود، که تا اکنون یک اشکالی را یک جواب گفتی بعد ازین صد
جواب بگوید و آن مجلس خوش رود، و پیش نظر درویش خیال آن مجلس خوش
رفته خوش ایستاده باشد و میل باشد او را بدان جمعیّت و از میل او
کارها کند و ثمرها دهد آخر این درویش از این سو تعلیم نکرد تعلیم او ازان
سویست، بلطف خدا تعلیم آن سویی بدین سو افتاد از حدیث این سو
با او چه اشکال توان گفتن گفت لا تدرکه الابصار نومیدیست گفت
و هو یدرک الابصار تمام امیدست چون حقیقت رؤیت رو بموسی
آورد او را فرو گرفت و در رویت مستغرق شد گفت ارنی جواب
داد لن ترانی یعنی اگر چنان خواهی دید هرگز نه بینی این مبالغه است
و تعجب که چون در دیدن غرقی چون می گویی بنمای تا ببینم و اگر نه چون
گمان بریم محبوب اللّه و کلیم اللّه که بیشتر قرآن ذکر اوست و من احبّ شیئاً
اکثر ذکره ولکن انظر الی الجبل آن جبل ذات موسیست که از عظمت و
پا برجایی و ثبات جبلش خواند یعنی در خود نگری مرا به بینی این بآن نزدیک است
که من عرف نفسه فقد عرف ربّه چون در خود نظر کرد او را بدید
از تجلی آن خود او که چون که بود مندک شد، و اگر نه چون روا داری که دعاء
کلیم خود را رد کند بجمادی بنماید، بعد از آن گفت تبت الیک یعنی از گنه
که غرقه باشم در دیدار و دیدار خواهم، منام بندگان خدا خواب نباشد بلک
عین واقعه بیداری باشد زیرا چیزها باشد که در بیداری برو عرضه نکنند
از نازکی و ضعف او در خواب ببیند تا طاقت دارد، و چون کامل شد

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس