مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۵


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۵

 

 

من الکافرین دیّارا مصطفی گفت الّلهم اهدی قومی فانّهم لا یعلمون این حلّه داران
متابع موسی شدند چو از متابعت محمّد مزه نیافتند حاشا بلک متابعت محمّد
بشرط نکردند، از متابعت موسی اندکی مزه یافتند آنرا گرفتند می گویی ولی
مفردست، همه نظرشان بدنیاست یعنی با او کسان می روند پس پیش
چنانک در پادشاه بخواری نگرند که یک سواره است، و در عسس باشی
بتعظیم نگرند که چوبها پس و پیش او می برند، قدوم م شمس الدین تبریزی خلّد
الله برکته، بامداد روز شنبه بیست و ششم جمادی الاخر سنه اثنی و اربعین
اگر اندکی از آنچ با خود قرار داده باشی مخبط شود ملازم نیست که همیشه خبط
کنی، یکی در تاریکی خواهد که از میان جمع بیرون آید، اکنون پایش بر کفش
دیگری افتاد شکسته شد گوشۀ کفش لازم نیست که آن کفش را ببرم که
خبط کردم و عذر ظاهرست اگر چه تاریکست کفش خود هر کسی می باید که نگاه
دارند، چنانک از اهل ده صالحان بودند و لیکن بر سنّت صوفیان هر یکی نانها
جدا می خوردند یعنی تا در خوردن حیفی نرود و نباید که در میان یکی راضی
از شرم در میان نهد، روزی در راهی بودند وقت طعام شد هر کسی بر
سر نان خود نشست می خوردند ترکی سواری برسید و ترکان مولع باشند
بمهمان داری و آمیختگی، ایشان را گفت چرا جدا جدا می خورید چرا نان ها در
هم نمی شکنید، گفتند سنّت قدیم در ده ما اینست تازیانه بکشید که فلان
آنکس که این سنّت نهاد و آنکس که قبول کرد، نانها در هم شکنید زودتر بضرورت
در هم شکستند و در افتادند، پیر دیه می گوید بزبان ایشان که اگر
چه نان ها در هم شکستید، خداش بیامرزد که نان خود را شناسد افزون
نرود، یکی قوم در سخن سجع نگاه دارند همه سجع گویند همه شعر گویند
قومی همه نثر گویند، هریکی از ین جزویست کلام خدا کلست دست در
کل زن تا همه جزو ها آن تو باشد و چیزی دیگر مزید دست در جزو من

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس