مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۴


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶۴

 

 

ماهی و دوماه پیاپی بصدق آن سخن را استماع کنند بُوی نبرند خاصه که سَر
سری می گوید، خدای مرا چیزی عظیم بخشیده است و از خدا چیزی بزرگ یافته
ام که بران واقف نشدند اوّلیان و اخریان، ما می گوییم خدای مرا چیزی
اندک بخشیده است و از خدا چیزی بزرگ یافته ام، و بدان چیز اندک چندان
انس داریم که بتو نمی توانیم پرداختن، تو می گویی مرا چیزی عظیم داده است
و بدان برهان نمی نمایی، و من می گویم مرا چیزی اندک داده است و برهان می
نمایم، او می گوید م را که من ترا دوست می دارم و دیگر را از بهر تو دوست
دارم و استشهاد شعر مجنون می آرد احّب لحبها السّوُدَان حتی
احّب لحبّها سوُد الکلاب بگو که این غیر م شمس الدین تبریزی را می گویی اگر
مرا از بهر او دوست داری فاضلتر باشد و مرا خوشتر آید ازانک او را از
بهر من دوست داری، اینچ می گویی که غیر محبوب را بتبعّیت محبوب دوست
دارند که چنین کنند وقتی که محبوب راضی باشد بتبع داشتن آن غیر
گفت درویشی را خرقۀ بود که با او سخن می گفت و او با خرقۀ خود مشورتها
کردی و سخنها پرسیدی، گوییم آن سنّت خدا نیست که غیر ادمی را در سخن
آرد مگر بتواتر ثابت شوند از بهر معجزۀ انبیا بعد ازان تو که آدمیی چونست
که ترا سخن نیست و نطق نیست الّا حکایت کنم پیرزنان و اشعار عرب
اکنون سخن تو کو، گفت که فقرست و بالای فقر شیخی و بالای شیخی قطبی و بالای
قطبی فلان چیز، خواستم گفتن که تو این فقر را به هیچ باز آوردی این فقر را
ازین شیوخ بی خبر واپس تو کردی، پس این مهتر که خواجۀ عالم و آدم
بود که آدمُ و من دونه خلف لوایی، و لا فخر انا افصح العرب و العجمُ لا فخر
الفقر فخری تو با این فقر چه می خواهی که انرا واپس می اندازی از شیخی، امّا
هیچ نگفتم جواب او سکوت بود، گفت اگر خار بودند آتش دریشان می بایست
زدن، گفتم که متابعت نوح بودی نه متابعت مصطفی نوح لا تذر علی الارض

 

تطبیق متن

24/08/1395

مجید نیک سیرت

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس