مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۵۹


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۵۹

 

 

بی خبر مشو با خبر شو با من آشنا شو، او می گوید خود بکشم و با تو آشنا نشوم
و درنیامیزم فی الجمله دران خلوتهاء ظاهر چند پیش روند خیال بیش
می شود و پیش پیش رو ایستند و درین روش متابعت هرچند پیش روند
حقیقت بر حقیقت و تجلّی بر تجلّی، پرسید که تلون اینست که ساعتی
مشغول طاعتیم و ساعتی مشغول اکل و شرب، آن زیافت (ریاضت) نفس است
و این تربیت نفس، گفت نی انبیا را و اولیا را برخاست ولیکن انبیا
و اولیا در حالت خوردن و در طاعت تربیت می کرده اند نه تربیت
نفس در جنگ فرّ از حساب کرّ ست تناقضی نیست، امّا تو خود را بَه
پنداشت مساوی ایشان مگیر که اگر مساوی ایشان بودیی بودیی در
فعل و در عبارت مساوی ایشان بودیی در حال و در کشف انصاف
بده تا انصاف ترا بجایی رساند حفظ الصّحة اسهل من طلب الصّحه
و حفظ الذنب اسهل من طلب التوبه چون بدان رنج مبتلا شوی بعد از
ترک پرهیز صبر کردن گیری و گفتن گیری که آن قدر صبر چرا نکردم
آن وقت آن قدر صبر خود چه بود، اگر چنان توانی کردن که ما را سفر
نباید کردن جهت کار تو و جهت مصلحت تو و کارهم بدین سفر که
کردیم برآید نیکو باشد، زیرا که من در آن معرض نیستم که ترا سفر فرمایم
من بر خود نهم سفر را جهت صلاح کار شما زیرا فراق پزنده است در فراق
گفت می شود که آن قدر امر و نهی چه بود چرا نکردم ان سهل چیزی بود در
مقابلۀ این مشقت فراق، آنچ می گفتم و نفاق می کردم و هر دو طرف خاطرها
نگه می داشتم و معمّا می گفتم صریح می بایست کردن چه قدر بود آن کار، من
جهت مصلحت تو پنجاه سفر بکنم سفرِ من برای برآمدن کار تست، اگر نه مرا
چه تفاوت کند از روم تا بشام در کعبه باشم و یا در استنبول تفاوت
نکند، الا انست که البته فراق پخته می کند و مهذّب می کند، اکنون مهذّب

 

تطبیق متن

23/08/1395

مجید نیک سیرت

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس