مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۵۵


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۵۵

 

 

وقتی می پوشم بحمّام مهّم من اینست نمی گویند نَه آن مهم در کارست، واعظی
خلق را تحریص می کند بر زن خواستن و تزویج کردن واحادیث می گفت،
و زنان را تحریص می کرد بر سر منبر بر شوهر خواستن، وانکس که زن
دارد تحریص می کرد بر میانجی کردن و سعی نمودن در پیوندیها و احادیث
می گفت، از بسیاری که گفت یکی برخاست که الصّوفی ابن الوقت
من مرد غریبم مرا زنی می باید، واعظ رو بزنان کرد و گفت ای عورتان
میان شما کسی هست که رغبت کند، گفتند که هست گفت تا برخیزد
پیشتر آید برخاست پیشتر آمد گفت رو باز کن تا ترا به بیند که سنّت اینست
از رسول علیه السَّلام که پیش از نکاح یکبار ببینند، روی باز کرد گفت
ای جوان بنگر گفت نگریستم، گفت شایسته هست گفت هست، گفت
ای عورت چه داری از دنیا، گفت خرکی دارم سقایی کند و گاهی گندم
بآسیا برد و هیزم کشد اُجرت آن بمن رسد، واعظ گفت این جوان مردم
زاده می نماید و متمیّز نتواند خر بندگی کردن دیگری هست گفتند هست
همچنین پیش آمد روی بنمود، جوان گفت پسندیده است گفت چه دارد،
گفت گاوی دارد گاهی آب کشد گاهی زمین شکافد گاهی گردون کشد
از اجرت آن بدو رسد گفت این جوان متمیّزست نشاید که گاوبانی کند
دیگری هست گفتند هست، گفت تا خود را بنماید بنمود گفت از جهاز
چه دارد گفت باغی دارد، واعظ روی برین جوان کرد گفت اکنون ترا اختیار
است ازین هر سه انک موافق ترست قبول کن آن جوان بن گوش خاریدن
گرفت، گفت زود بگو که کدام می خواهی گفت خواهم که بر خر نشینم و گاو را
پیش کنم و بسوی باغ روم، گفت آری ولی چنان نازنین نیستی که ترا هر سه
مُسلّم شود، صوفی طالبی سالها مجاهدۀ بسیار می کشید و خدمت مشایخ
و غیر مشایخ می کرد ابر امیدی هنوز وقت نیامده بود، شعر،

 

تطبیق متن

مجید نیک سیرت

19/08/1395

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس