مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۲


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۳۲

 

 

می جنبانید که م شمس الدین دستم گیر، آنش پند نشد باز بحضور
من آغاز کرد فرق میان معجزۀ انبیا و کرامت اولیا شرح می کرد که
انبیا هر وقت که خواهند معجزۀ بنمایند، حدیث اولیا از کجا و تو از کجا
آغاز کرد که بعضی رافیضان مستمر بعضی را نامستمر بعضی رافضیان به
باختیار بعضی را بی اختیار، تصّور ولی را حال او را بخیال خود، چون روی
بگردانیم از سخن او از بهر مصلحت او کو که با من حسد دارد و کین دارد من
خود خوی دارم که جهودان را دعا کنم که خداش هدایت دهاد، آنرا که
مرا دشنام می دهد دعا می گویم که خدایا او را ازین دشنام دادن بهتر
و خوش تر کاری بده تا عوض این تسبیحی گوید و تهلیلی مشغول عالم حق گردد
ایشان کجا افتادند بمن که ولیست یا ولی نیست، ترا چه اگر ولی هستم
یا نیستم چنانک جُحی را گفتند که این سو بنگر که خوانجها می برند، جحی گفت ما را
چه ، گفتند که بخانۀ تو می برند گفت شما را چه، اکنون شما را چه ازین سبب
از خلق پرهیز می کنم بسیار بزرگان را در اندرون دوست می دارم و مهری
هست الّا ظاهر نکنم، که یکی دو ظاهر کردم و هم از من در معاشرت چیزی
آمد بر خود گیرم که آن مهر که بود سرد نشود، حق آن صحبت ندانستند
و نشناختند، بمولانا بود که ظاهر کردم افزون شد و کم نشد راست
نتوانم گفتن که من راستی آغاز کردم مرا بیرون می کردند، اگر تمام راست
کنمی بیکبار همه شهر مرا بیرون کردندی اندکی دالست بر بسیار، یعنی
لطف اندکست و معنی بسیار، مثلا جوالی شکر آنجا نهاده اند یک شاخ
آوردند آن اندک دالست بران بسیار اندکی راستی مرد دالست بر
بسیار، و اندکی کژی و نفاق مرد دالست بر بسیار، در عهد رسول علیه
السَّلام مردی بود مولَع براست گفتن صحابه رضی اللّه عنهم جهت انک او
راستی گوی بود رسول را علیه السَّلام با او عنایت بود از راستی و راست

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس