مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۲


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۲۲

 

 

 

 

 

شد و موسی منتظر طعام را تفرقه میان همسایگان، درین مشکل مانده بود که
سِرّ این چه بود مگر سّر این همین بود که تو سعت رود برین جماعت یا همین تعبّد
که آنچ گفت کردم، تا زمان انبساط آمد سوال کرد که وعده فرمودی و نیامدی
ح گفت آمدم امّا تو ما را نان کی دهی تا دو سبو آب نفرمایی آوردن ح دو عارف
با هم مفاخرت و مناظرت می کردند در اسرار معرفت و مقامات عارفان و آن
یکی می گفت که آن شخص که بر خر نشسته است می آید بنزد من آن خداست، آن دیگر
می گوید نزد من خر او خداست حاصل اغلب بجبر فرو رفتند ح ابا یزید و غیره
در سخنشان پیداست چندان نیست، و مشغول شدن بدان سخنها حجابست
ازین روش که آن چیزی دیگرست، گفت آن چیزی چون باشد گفتم مثلا
این سخن ما شنیدی آنها بر دل تو سرد شد آن حجاب چنین چیزی باشد ایشان
بحلول نزدیک اند، سخن روحانیان حللنا یدناست تو کی ادراک کنی که از هوا
پری ح ازین هوای شهوت نمی خواهیم آخر پیش ازین تفسیر هوا کرده ام
که هوا قاطع شهوتست، هوا چیزیست که در آن حالت که آن هوا بجنبد
اگر صد حور پیش تو آرایند چنان نماید ترا که کلوخ دیوار ح آن وقت که سخن
حکمت شنوی یا مطالعه کنی آن هوا در جنبش می آید، آخر هوا کو پرتو نور حجب
است که لله تعالی سبعون حجاباً من نور اکنون تو غرق هوایی از پرتو نور
چگونه بحث کنی و اگر بحث کنی آن همه هوا باشد، آن صوفی عماد مست باشد
سر می جنباند آن جنبش هوا باشد، هوا کو و پرتو نور خدا کو ح چون بندگان
خدا خدمتی می کنند بمال مِهری می جنبد کارشان ازان مهر می گشاید ولیکن
یک پول صدّیق که بدهد برابر صدهزار دینار غیر باشد و از ان هر که قبول آید
تبع او باشد زیرا در بسته را صدقۀ صدیق گشاید، زنهار از شیخ همین صورت
خوب و همین سخن خوب و افعال و اخلاق خوب راضی مشوید که ورای آن چیزی
هست انرا طلبید ح او را دو سخن هست یکی نفاق و یکی راستی اَمّا انک نفاق است

 

 تطبیق متن:

آقای مجید نیک سیرت

17/08/1395

 

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس