مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۸


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۸

 

 

 

 

 

پیشتر ای که الجماعة رحمه، و اگر با تو سخن گفته نیاید ازان مرم و مگریز که از ورای
صورت با من سخن نمی گویند از سِرّ طریق زیرا جمعیت اغیار هست هم بیرون هم
اندرون، وجود تو تا وقتی که خلوت شود اگرچه ترا اخلاق خوب هست در
وجود خویش و از صفات کین داری و از خیانت و دزدی، ولیکن درین
وجود خیانت و دزدیهاء نهانی هست چنانک زنجیرِ بآسمان گریخت بعهد
داود بسبب دزدی پنهانی که هیچ کس واقف نبود، امّا چون نظر کردند
بگریختن زنجیر همه دانستند یقین که عذری هست، اکنون غیر داد و روشن
دلی و صفا و ذوق چون از طالب سر درکشید بی عذر او نباشد ان الله
یغیر نعمهً انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم اگر بتماشاء پاکی و نیکیء خود
مشغول نباشی و آن خیانتهاء پنهانی را پاک کردن گیری این پاکی و نیکی که
داری بیشتر شود، ای طالب صدّیق دل خوش دار که خوش کنندۀ دلها در
کار تست که کلَّ یومٍ هُو فی شان یا در کار طالب است یا در کار مطلوب هر که
غیر این دو گوید ابلهی گوید و حماقت اگرچه او حماقت خود را نه بیند، آنها که
تمییز الهی دارند که ینظر بنور الله دانند که آنچ در نظر وی هنرست و دقیق
بینی است در نظری که بعد از نظرهای باقی ماند حِماقتست، و حجاب اکنون
ای صّدیق حق تعالی در تکمیل کار شماست هم ظاهرا هم باطنا جمله ازان شماست
از شما هیچ فوت نخواهد این خاص باشد که و ما تشاؤن الّا ان یشا الله
و ما تشاؤن ای مصطفی هر چه تو خواهی آن خواستۀ ما باشد نفس نباشد هوا
نباشد، بعضی گویند که این ما تشاوَن عاید بصاحبه است و امّت که شما
نتوانید خواستن و طالب طریق بودن تا من که نایب الله ام بخواهم جز بدست و دل
محمّد نیست حل و عقد خزانۀ اسرار، والله که آنها که خلوت را وضع کرده اند
در صورت این سخن سرگشته شود معنی این سخن خود کجاست، مثلا تا مرا شعری
نباشد و ایتی نباشد مرا سخن نباشد که من گرم شوم از خود و سخن خود آن شاعرک

 

تطبیق متن:

آقای مجید نیک سیرت

 

 

 

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس