مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۲


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۲

 

 

مرگ تا بنشینی مجتهد در اجتهاد وصول این حال، می پنداری که آن کس که لذّات بر
گیرد حسرت او کمتر باشد حقا که حسرت او بیشتر باشد زیرا که با این عالم بیشتر
خو کرده باشد، آنچ در شرح عذاب گور گفته اند از روی صورت و مثال من از روی
معنی با تو بیان کردم شاه محمود گوهر را داد بحاجب و حاجب مقلّد وزیر است خاصه
که تحسین و قبله شاه شنید در حق وزیر حاجب را می گوید این گوهر نیکو هست گفت
چه جای نیکو هم بی ادبی خوب هست صدهزار خوب زیادت بتحسین شاه آن هم بی
ادبی، اکنون بشکن چگونه بشکنم که وزیر می گوید که همه ملک شاه ربع این گوهر
نیرزد اکنون لایق خزینه هست، فرمود که احسنت خلعت و بدان خلعت خلعتی دیگر
و جامگیش افزود این مهم امتحان تا کسی اگر هست پیدا شود، گوهر دست بدست می
آید تا با ایاز شاه باندرون می گوید ایاز من و بر وی لرزد و می گوید مباد که او این
گوید، باز می گوید که اگر بگوید محبوب است هرچه خواهد تا بگوید، گوهر رسید
بدین طرف و این طرف تخته بسته اند تا کسی پهلوی ایاز نباشد، پادشاه دست
می کند تا گور را بگیرد از بیم که نباید که باز همین گوید، ایاز نظر کرد بشاه که
چرا می لرزی بر من ایاز آن باشد که بر وی بلرزد اندرون او پرورده دل مکمل
او حقیقت او موّدت، سلطان گفت ایاز را که ای سلطان بگیر گوهر را نه ای بنده
بگیر در زیر آن بنده گفتن هزار سلطان بیش بود او را هزار بار خوشتر آید تا مخفی
باشد، اگر سلطان گوید برنجد که برو مرا در من مزید (یزیزد) انداختی گوهر را بگرفت
خوب هست گفت خوبست بدان هیچ زیادت نکرد لطیف هست لطیف است
و الله برآن هیچ زیادت نکرد، گفت بشکن، او خود پیش خواب دیده بود و دو سنگ با خود
آورده و در آستین کرده بزد و خشخاش کرد غریو و آه برآمد از همه گفت چه
آهست چه غریو است، گفت چنین گوهری قیمتی را شکستی گفت امر شاه با قیمت
ترست یا این گوهر سرها فرو کشیدند این بار صدهزار آه از دل بر می آرند
که چه کردیم، شاه سرهنگان جلّاد را فرمود که از کنار بگیرید تا کنار این احمقان

 

تطبیق:

احسان اشرفی

چهارشنبه 12/08/1395

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس