مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۱


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۱۱

 

 

صفات خود و بر سکوت در موضع سکوت و جواب در محلّ جواب و قهر در محل
قهر و لطف در محلّ لطف و اگرنه صفات وی بر وی بلا باشد و عذاب چو محکوم
او نبود حکم او بود، مفلسف فلسفی تفسیر عذاب قبر می کرد بعد از مرگ و بر
طریق معقول تقریر می دهد و می گوید که جان آمد اینجا تا خود را کامل کند
و بضاعت کمال خود ازین عالم برگیرد تا چون از این عالم برود حسرتش نباشد
اکنون می بایست که از صورت بمعنی آمدی و تن بجان خو کردی، چون بصورت
مشغول شد و جان با تن خو کرد آن در بلا بسته شد و جان را فسحت و فراخی نماند
ازان طرف مثلا مال دید و حرمت و زن و مونس و حریف ازین طرف حاصل شد
و انواع لذات، پس میل کرد بدین طرف اگر نام مرگ بگویند پیش او او را هزار
مرگ باشد، اگر او را مرادها ازان عالم دیدی مشتاق رفتن بودی بآن عالم پس آن
مرگ نبودی بلک زندگی بودی، چنانک مصطفی می فرماید صلّی الله علیه و سلّم، که
المومنون لا یموتون بل ینقلون پس نقل دیگر بودی و مرگ دیگر بود مثلا اگر
تو در خانه تاریک باشی و تنگ و تفرّج نتوانی کردن روشنایی را درو و نتوانی که
پای دراز کنی نقل کردی ازان خانه بخانه بزرگ و سرای بزرگ که درو بستان
باشد و آب روان انرا مرگ نگویند، پس این سخن همچون آینه روشن است اگر ترا
روشنایی و ذوقی هست که مشتاق مرگ باشی بارک الله فیک مبارکت باد و ما را هم
از دعا فراموش مکن و اگر چنین نوری و ذوقی نداری، پس تدارک بکن و بجو و جهد
کن که قرآن خبر می دهد که اگر بجویی چنین حالت بیابی پس بجوی فتمنوا الموت
ان کنتم صادقین مومنین و چنانک از مردان صادقان و مومنان هستند
که مرگ را جویانند همچنان از زنان مومنات و صادقات هستند این آینه روشن
است که شرح حال خود درو بیابی، هر حالی هرکاری که دران مرگ را دوست
داری آن کار نکوست، پس میان هر دو کاری که متردد باشی درین آینه بنگر
که ازان دو کار بمرگ کدام لایق ترست، باید که بنشینی نوری صافی مستعد منتظر

تطبیق:

احسان اشرفی

چهارشنبه 12/08/1395

 

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس