مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۹


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۹

 

 

 

 

 

عقل اینست، محمّد گویا نی گفته بودش که عقل هیچ در فتوی خطا نکند گفت نی
عقل در فتوی خطا نکند آن چیزی دیگرست که خطا می کند، گفتم حلاوت
ایمان آن نباشد بیاید و باز رود وزین صدقه را دیدم یاوه شده چنانک
اسب دونده را سر به بیابان بگذاری در گُم راهی می دود این عماد باری به ازوست
نجوی (نحوی) و لغتی فرق کند، نبیرۀ شهاب سُهروردی مرا می گفت، التردد تودد
گفتم ازان تو باری نه ای غر خواهر که توی، یحیی را علیه السَّلام در قرآن ولی خواند
قوی گوینده بود اگر من بودمی چشمهاش پاک کردمی چو او معصوم بود و گناه است
که موجب گریه است این ولی کیست بیا بگو خود انبیا را در قرآن هیچ ولی نگفته است
والله اعلَم، ایشان که از حال من خبر نداشتند می گفتند باش تا از دمشق کاروان
بیاید خبر راه بیاورد انگه سفر کن، اگر سخن من چنان استماع خواهد کردن بطریق
مناظره و بحث از کلام مشایخ یا حدیث یا قرآن نه او سخن تواند شنید نه از من
برخوردار برخوردار شود، و اگر بطریق نیاز و استفادت آمدن و شنیدن
که سرمایۀ نیازست او را فایده باشد و اگر نه یک روز نی و ده روز نه، بلک صد سال
او می گوید ما دست در زیر رنج نهیم می شنویم این عجب نیست که گوهری را در حقّۀ
غلیظ کرده باشند و در مندیل سیاه پیچیده و در ده لفافه پنهان کرده و در ده لفافه پنهان کرده و در
آستین یا پوستین کشیده نبیند چنانک سیّد که بوی روح و خوشی روح بدو رسیده
بود، نه انک روح خود را دیده بود مرتبۀ دورست از خوشی روح رسیدن
تا روح را دیدن، بعد از انک روح را دید راه خدا از انجا می باید رفتن تا
خدا را معاینه ببیند، هم درین حیات نمی گویم که هم درین دنیا اگر چه که گوهر
در آن پرده هاست گوهر را شعاعی هست که برون می زند انکس که کامل نظرست
نا برون آورده می داند این عجب نیست که نا آورده نداند، عجب اینست که بیرون
آوردند بر کف دست پیش او می دارند نمی بیند، و اگر نه سخن سُقراط و بقراط
و اخوان صفا و یونانیان در حضور مُحمَّد وآل محمَّد و فرزندان جان و دل

 

 

 

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس