مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶


مقالات شمس تبریزی نسخه ۲۱۴۵ قونیه صفحه ۶

 

 

 

 

 

 

می بینم مرکب من شده است و ظن و حال من اینست، اگر تو از منی یا من از توم درآ
درین آب دریا و اگرنه برو بر مرغان خانگی و این ترا آویختن ؟ است گفت
با دوست چنین کنی بدشمن چه کنی آری قومی در شک مانده اند قومی در یقین مانده
مانده اند می گویی این مرتبۀ قومیست، حلاج در شک رفت قومی میان شک
و یقین ارواح الشهداءِ فی حواصل طَیرِ خُضرٍ اَرواحُ المومِنین فی حواصل طیرٍ
بیض ارواح الاطفال فی حواصل عصافیرَ ارواح الکفار فی حواصل طیر سودٍ
خواص را سماع حلالست زیرا دل سلیم دارند الحب فی الله و البغض فی الله در دل
سلیم اگر دشنام بکافر صدساله رسد مومن شود اگر به مومن رسد ولی شود
ببهشت رود، عاقبت آخر تو واقعه دیدی در خوابت گفتم که چون سینۀ من بسینۀ
او رسید او را این مقام شد او را بسیار واقعها در پیش است عاقبت مسلمان رود
سلامت رود اگر معنی اللّهم اَهدِ قومی فانّهم لا یعلمون نبودی ابوجهل شکنبه بر
قفاء مصطفی نهد دستش خشک نشدی و یا برنیاماسیدی، آخر آنک یک سواره
است در راه ایشان او را این هست که کسی بی ادبی کند بقصد بلایی برسد
هم در حال، بس مردی که پیش او آدمیان و فرشتگان سَلّم بر زمین می نهند
از عظمت او چون باشد از سخن او حیران می شوند، چنانک یکی رسن بازی میکند
خلق حیران می شوند از بلندی رسن و از دلیری او و بی باکی او دل نظاره گران
سبک و سُست می شود خاصه که بیند شیر سیاه نشسته است و بی باک شیر را می
زند بر سر همچون خر کاهل، این نسیان بر دو نوع می باشد یکی آنک از دنیا باشد
چنانک پیش ایستاده باشد که دنیا منسی است، ذکر آخرت را دیگر سبب نسیان
بمشغولی آخرت، که از خودش هم فراموش شود دنیا بدست او چنانست که
موش بدست گربه، از صحبت بندة خدا او را آن شده باشد که آن شیخ را سی سال
بر روی سجاده نشسته آن نباشد، سیم سبب نسیان محبت خداست که از
دنیا و از آخرتش فراموش شود الدنیا حرام علی اهل الآخرة و الآخرة حرام علی

 

 

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس