صفحه ۱۱


صفحه ۱۱

 

 

 

 

 

بعضی مفسران « للأسلام » ؟ گرد او همچون پاسبانان باشند و سینه در میان همچون خزینه ای. دگر چه میفرماید گویند: این لام تملیک است، یعنی هرچه بيرون اسلام است از هنرها و دانش ها در دل عاریت است و اسلام در دل حقیقت است و مقصود اوست. چنانکه در خانه مقصود عروس بود نه کنیزکان و نه گنده پيران حاجبه و آینده و رونده. آن نامی است که موسی بن عمران علیه صلوات الرحمن صد هزار شمشير و شمشيرزن و نیزه و نیزه « بسم الله »

آن نامی است که « بسم الله » . باز، لشکر آهن خای آتش پای فرعون را به عصایی به قوت این نام زیر و زبر کرد بسم » . موسی بن عمران، دوازده شاهراه خشک از بهر گذشتن بنی اسرائیل پیدا کرد در دریا و گرد، از دریا برآورد آن نامی است که عیسی بن مریم بر مرده خواند، زنده شد. سر از گور برآورد موی سپید گشته از هیبت این « الله نام. ای منکر سئوال گور از منکر و نکير! مگر قصۀ عیسی را منکری که به آواز عیسی، مرده سر از گور برکرد؟ چرا آن نامی است که هر روز چندین لنگ و « بسم الله » ؟ به آواز منکر و نکير، سر از کفن بيرون نکند و جواب نگوید مبتلا و رنجور و نابینا، بر در صومعۀ عیسی علیه السلام جمع شدندی هر بامدادی، چون او از اوراد فارغ شدی، بيرون آمدی، این نام مبارک بر ایشان خواندی، همه بی علت، با تمام صحت و قوت به منزلهای خود روان آن نامی است که مصطفی صلوات الله علیه شب مهتاب مه چهارده، گرد کعبه طواف می ،« بسم الله » ، شدندی کرد و در مکه از غایت گرما اغلب خلق به شب گردند ابوجهل او را دید، خشم کرد و حسدش بجوشید. از جوش کف کرد و گفت: خدا داند که این ساحر، باز در چه مکر است!

مصطفی صلوات الله علیه جوابش گفت از راه شفقت که: مکر از کجا و من از کجا؟ من آمده ام که خلق را از مکر و دام همچون تو گمراهان برهانم. گفت: اگر ساحر نیستی، بگو که در مشت من چیست؟ و او در مشت، قاصد، سنگ ریزهها برگرفته بود. جبرئیل و « السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته » : امين در رسید و گفت: یا محمد! حق، ترا سلام می رساند که میگوید که: هیچ میندیش اگر ترا نام ساحر کنند، ما تو را نامهای نیکو نهاده ایم. بعضی به خلقان گفته ایم و بعضی او که باشد که ترا نام « کلم الناس علی قدر عقولهم » : را که خلقان، طاقت فهم آن ندارند، با ایشان نگفته ایم که نهد؟ خواجه را رسد که غلام را نام نهد. غلام ادبار را که از در درآید، کی رسد که خواجه را و خواجه زاده را نام نهد؟ نامی که او نهد، هم در گردن او آویزند و به دوزخ فرستند تو را امتحان میکند که بگو در مشت من چیست؟ جوابش بگو که: کدام میخواهی، آنکه بگویم که در مشت تو چیست یا آنکه آنچه در مشت توست، بگوید که من کیستم؟ جوابش بگفت. « بسم الله الرحمن الرحیم » : چون مصطفی علیه السلام این نام مبارک را بر زبان راند که ابوجهل گفت: نی، این قویتر است که آنچه در مشت من است، بگوید که تو کیستی. به نام پاک خدا هر سنگ طایفه ای ایمان آوردند. ابوجهل، .« لا اله الاالله، محمدٌ رسول الله » : پارهای به آواز آمد از میان دست ابوجهل که از غایت خشم سنگریزه ها را بر زمين زد و سخت پشیمان شد به گفتن و گفت: دیدی که چه کردم من به دست خویش؟ باز خویشتن را بگرفت و بستیزه گفت: که به لات و عزی که این هم جادوی است. بعضی از یاران ابوجهل گفتندش که جادوی در زمين رود و بر آسمان اثر نکند. بیا تا او را بدین امتحان کنیم. آمدند و گفتند که اگر این چه میکنی، سحر نیست و حق است و از خداست، این ماه شب چهارده را بشکاف که سِحْر در آسمان اثر نکند. در حال جبرئیل امين در رسید و گفت: میندیش و نام مبارک مطهر مقدس قدیم لم یزل و آن دو انگشت مبارکت را از هم باز کن تا قدرت ما را « بسم الله الرحمن الرحیم » : و لایزال ما را بخوان و بگو

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس