فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۲۸


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۲۸

 

 

 

را از هر طرفی که حق داند از عقل و فهم و خشم و غضب وحلم و کرم و خوف و رجا و احوالهای
بی پایان و صفات بی حدّ به پای آن عَلم می فرستند و هر که از دور نظر کند عَلَم تنها بیند اما آنکه
از نزدیک نظر کند در زیر علم خلقی بیند یعنی غافل همین تن بیند و دانا چون نظر کند بداند
که در او چه گوهرها است و چه معنی ها است شخصی آمد گفت کجا بوید مشتاق بودیم چرا
دورماندی گفتا اتفّاق چنين افتاد گفت ما نیز دعا می کردیم تا این اتفاق بگردد و زایل شود
اتفاقی که فراق آورد آن اتفاق نابی است است ای والله هم از حقّ است امّا نسبت به حقّ نیک است
همه چیزها اما بمانی این چه درویشان می گویند همه نیکست راست می گوید همه نسبت به حق
نیک است و به کمال است اما نسبت به ما نی زنا و پاکی و بی نمازی و نماز و کفر و اسلام و شرک و توحید
جمله نسبت به حق نیک است اما نسبت به ما زنِا و دزدی و کفر و شرک به دست و توحید و نماز و خيرات
نسبت بما نیک است اما نسبت به حق جمله نیک است چنانکه پادشاهی در ملک او زندان و دار و خلعت
و مال و املاک و حشم و سور و شادی و طبل و علم باشد اما نسبت به پادشاه جمله نیک است
چنانکه خلعت کمال ملک اوست دار و زندان و کشتن همه کمال ملک اوست و نسبت به وی همه
کمال است اما نسبت به خلق خلعت و دار کی یک باشد فصل سوال کرد که از نماز
فاضل تر چه باشد؟ یک جواب آنکه گفتم جان نماز بِه از نماز مع تقریره جواب دوّم که ایمان
به از نماز است زیرا نماز پنج وقت فریضه است و ایمان پیوسته و نماز به عذری
ساقط شود و رخصت تأخير باشد و تفضیلی دیگر هست ایمان را بر نماز که ایمان به هیچ عذری
ساقط نشود و رخصت تأخير نباشد و ایمان بی نماز منفعت کند و نماز بی ایمان منفعت


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس