فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۲۶


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۲۶

 

 

 

درمان من و ذوق من و خوشی من و راحت من در آن است و آن رحمت حقّ است چون درآنجا می رود
و می جوید نمی یابد باز می گردد و چون ساعتی مکث می کند می گوید آن ذوق و رحمت جستنی است
مگر نیک نجستم باز بجویم و چون باز می جوید نمی یابد همچنين نا گاهی که رحمت روی نماید بی حجاب بعد از آن داند که راه آن نبود اما حقّ تعالی را بندگانند که پیش از قیامت چنانند و می بینند آخر علی کرم الله
وجه می فرماید لَوْ کُشِفَ الْغِطاءِ مَا اْزْدَدْتُ یَقِیْناً یعنی چون قالب را برگيرند و قیامت ظاهر
شود یقين من زیادت نگردد نظيرش چنان باشد که قومی در شب تاریک در خانه روی به هر جانب
کرده اند و نماز می کنند چون روز شود همه از آن بازگردند اما آن را که رو به قبله بوده
است در شب چه باز گردد چون همه سوی او می گردند پس آن بندگان همه در این شب
روی به وی دارند و از غير روی گردانیده اند پس در حق ایشان قیامت ظاهر است سخن بی پایان است
اما به قدر طالب فرو می آید که وَ اِنْ مِنْ شَیْیءِ اِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلْهُ اِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُوْمٍ
حکمت همچون باران است در معدن خویش بی پایان است اما به قدر مصلحت فرود آید در زمستان
و در بهار و در تابستان و در پاییز به قدر او و در بهار همچنين بیشتر و کمتر اما از آنجا که می آید
آنجا بی حد است شِکَر را در کاغذ کنند یا داروها را عطاران اما شِکَر آن قدر نباشد که در
کاغذ است کان های شکر و کان های داروها بی حد است و بی نهایت در کاغذ کی نگنجد تشنیع می زدند
که قرآن بر محمد علیه السّلام) چرا کلمه کلمه فرود می آید و سوره سوره فرو نمی آید مصطفی
صلی الله علیه و سلّم ) فرمود که این ابلهان چه می گویند اگر بر من تمام فرود آید من بِگُدازم
و نمانم زیرا که واقف است از اندکی بسیار فهم کند و از چیزی چیزها و از سطری دفترها نظیرش همچنان که


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس