فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۲۵


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۲۵

 

 

 

شدن اگر این نباشد آن ابلیس اگر هست این باشد والسلّام علیکم  فصل پسر اتابک

آمد فرمود که پدر تو دایماً به حقّ مشغول است و اعتقادش غالب است و در سخنش پیداست روزی
اتابک گفت که کافران رومی گفتند که دختر را تا به تاتار دهیم که دین یک گردد و این دین
نو که مسلمانی است برخیزد گفتم آخر این دین کی یک بوده است همواره دو و سه بوده است
و جنگ و قتال قایم میان ایشان شما دین را یک چون خواهید کردن بدین مولانا قدسّ الله
سرّه العزیز فواید فرمود که یک آنجا شود در قیامت اما اینجا که دنیا است ممکن نیست زیرا اینجا
هر یکی را مرادی است و هوایی است مختلف یکی اینجا ممکن نگردد مگر در قیامت که همه یک شوند
و به یک جا نظر کنند و یک گوش شوند و یک زبان در آدمی بسیار چیزهاست موش است و مرغ است
باری مرغ قفس را بالا می برد و باز موش به زیر می کشد و صد هزار وحوش مختلف در آدمی
مگر آنجا روند که موش موشی بگذارد و مرغ مرغی را بگذارد و همه یک شوند زیرا که مطلوب
نه بالاست و نه زیر چون مطلوب ظاهر شود نه بالا پرد و نه زیر یکی چیزی گم کرده است
چپ می جوید و راست می جوید و پیش می جوید و پس می جوید چون آن چیز را یافت نه بالا
جوید و نه زیر و نه چپ جوید و نه راست نه پیش جوید و نه پس جمع شود پس در روز قیامت
همه یک نظر شوند و یک زبان و یک گوش و یک هوش چنانکه ده کس را باغی یا دکانی به شرکت
باشد سخنشان یک باشد و غمشان یک و مشغولی ایشان به یک چیز باشد چون مطلوب
یک کس است پس در روز قیامت چون همه را کار به حق افتاد همه یک شوند به این معنی هر کسی در
دنیا به کاری مشغول است یکی در محبّت زن یکی در مال یکی در کسب یکی در علم همه را معتقد آن است که


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس