فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۱۱


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۱۱

 

  

گفت که:  « شب و روز دل و جانم به خدمت است

و از مشغولی ها و کارهای مغول به خدمت نمی توانم رسیدن».
فرمود که: « این کارها هم کار حق است،

 زیرا سبب امن و امان مسلمانی است.

 خود را فدا کرده اید به مال و تن

 تا دل ایشان را به جای آرید،

 تا مسلمانی چند، به امن به طاعت مشغول باشند.

 پس این نیز کار خیر باشد

و چون حق تعالی شما را به چنین کار خیر، میل داده است

و فرط رغبت دلیل عنایت است،

 و چون فتوری باشد دراین میل،

 دلیل بی عنایتی باشد که

 حق تعالی نخواهد که چنین خیر خطیر به سبب او برآید

 تا مستحق آن ثواب و درجات عالی نباشد،

 همچون حمّام که گرم است، آن گرمی او از آلت تون است،

 همچون گیاه و هیمه و عَذِرَه و غیره.

 حق تعالی اسبابی پیدا کند که اگرچه به صورت،

آن بد باشد و کَرِه،

 اما در حق او عنایت باشد،چون حمام.

 او گرم می شود و سود آن به خلق می رسد».

 در این میان یاران آمدند.

 عذر فرمود که اگر من شما را قیام نکنم و سخن نگویم و نپرسم،

 این احترام باشد،

 زیرا احترام هر چیزی لایق آن وقت باشد.

 در نماز نشاید پدر را و برادر را پرسیدن و تعظیم کردن.

 و بی التفاتی بر دوستان و خویشان در حالت نماز
عین التفات است و عین نوازش،

 زیرا چون به سبب ایشان خود را از طاعت و استغراق جدا نکند
و مشوّش نشود

 پس ایشان مستحق عِقاب و عتاب نگردند.

 پس عین التفات و نوازش باشد،

 چون حذر کرد از چیزی که عقوبت ایشان در آن است. 

 

فتور: سستی و بی حالی

تون: آتشدان حمام، آتشخانه گرمابه

هیمه: هیزم

کره: کراهت

عذر فرمود: درخواست عفو کردن ، معذرت خواستن

عقاب: جزا، عذاب

*******************************************************************************************************************

صفحه قبل             صفحه بعد

گفت که شب و روز دل و جانم به خدمت است و از مشغولی ها و کارهای مغول به خدمت نمی توانم رسیدن فرمود که این کارها هم کار حق است زیرا سبب امن و امان مسلمانی است. خود را فدا کرده اید به مال و تن تا دل ایشان را به جای آرید تا مسلمانی چند با من به طاعت مشغول باشند، پس این نیز کار خیر باشد و چون حق تعالی شما را به چنین کار خیر میل داده است و فرط رغبت دلیل عنایت است و چون فتوری باشد دراین میل دلیل بی عنایتی باشد که حق تعالی نخواهد که چنین خیر خطیر به سبب او برآید تا مستحق آن ثواب و درجات عالی نباشد همچون حمّام که گرم است آن گرمی او از آلت تون است. همچون گیاه و هیمه و عَذرِه و غیره حق تعالی اسبابی پیدا کند که اگرچه به صورت آن بد باشد و کره اما در حق او عنایت باشد چون حمام او گرم می شود و سود آن به خلق می رسد. در این میان یاران آمدند عذر فرمود که اگر من شما را قیام نکنم و سخن نگویم و نپرسم این احترام باشد زیرا احترام هر چیزی لایق آن وقت باشد. در نماز نشاید در را و برادر را پرسیدن و تعظیم کردن و بی التفاتی بر دوستان و خویشان در حالت نماز عین التفات است و عین نوازش زیرا چون به سبب ایشان خود را از طاعت و استغراق جدا نکند و مشوّش نشود پس ایشان مستحق عِقاب و عتاب نگردند پس عین التفات و نوازش باشد چون حذر کرد از چیزی که عقوبت ایشان در آن است

 

 

فیه ما فیه مولانا


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس