فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۵


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۵

 

 

وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ اِلاّ فِتْنَةً1

این شمار خلق فتنه است که گویند:

این یکی و ایشان صد

یعنی ولی را یک گویند

و خلقان بسیار را صد و هزار گویند

این فتنه عظیمست

این نظر و این اندیشه که این اندیشد

که ایشان را بسیار بیند و او را یکی

فتنه عظیم است

وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ اِلاّ فِتْنَةً

کدام صد؟ کدام پنجاه؟ کدام شصت؟

قومی بی دست و بی پا و بی هوش و بی جان

چون طلسم و ژیوه2 و سیماب3 می جنبند.

اکنون ایشان را شصت و یا صد و یا هزار گوی

و این را یکی

بلکه ایشان هیچند

و این هزار و صد هزار و هزاران هزار

قَلِیْلٌ اِذَا عُدُّوا کَثِیْرٌ اِذَا شَدُّوا4

پادشاهی یکی را صد مرده نان پاره داده بود.

لشکر عتاب5 می کردند.

پادشاه به خود می گفت:

روزی بیاید که به شما بنمایم که بدانید که چرا می کردم

چون روز مصاف شد همه گریخته بودند و او تنها می زد.

گفت: اینک برای این مصلحت.

 

1- آیه 31 سوره مدثر: و شمار آنان را جز برای آزمایش کافران ننهادیم.

2- جیوه

3 – جیوه

4 – در هنگام حمله بسیارند، در هنگام شمارش کم هستند

5 – کلامت، سرزنش

 **************************************************************************************************************

صفحه قبل                      صفحه بعد

 

وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ اِلاّ فِتْنَةً. این شمار خلق فتنه است که گویند این یکی و ایشان صد یعنی ولی را یک گویند
و خلقان بسیار را صد و هزار گویند این فتنه عظیمست این نظر و این اندیشه که این اندیشد
که ایشان را بسیار بیند و او را یکی فتنه عظیم است وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ اِلاّ فِتْنَةً کدام صد؟ کدام
پنجاه؟ کدام شصت؟ قومی بی دست و بی پا و بی هوش و بی جان چون طلسم و ژیوه و سیماب می جنبند.
اکنون ایشان را شصت و یا صد و یا هزار گوی و این را یکی بلکه ایشان هیچند و این هزار و صد
هزار و هزاران هزار قَلِیْلٌ اِذَا عُدُّوا کَثِیْرٌ اِذَا شَدُّوا. پادشاهی یکی را صد مرده نان پاره
داده بود. لشکر عتاب می کردند. پادشاه به خود می گفت روزی بیاید که به شما بنمایم که بدانید که چرا
می کردم چون روز مصاف شد همه گریخته بودند و او تنها می زد. گفت اینک برای این مصلحت

 

 

فیه ما فیه مولانا

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس