فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۱


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۱

 

بِسْمِ اللهِّ الَّرحْمنِ الرَّحِیمْ

شَرُّ الْعُلَماءِ مَنْ زَارَ الْاُمَراءَ

وَ خَیْرُ الْاُمَراءِ مَنْ زَارَ اَلْعُلَمَاءَ

نِعْمَ الْاَمِيرُ عَلی بَابِ الْفَقيرُ

وَ بئسَ الْفَقِيرُ عَلَی بَابِ الْاَمیِرِ.

ترجمه متن عربی:

بدترین عالمان کسی است که به دیدار امیران می رود

و بهترین امیران کسی است که به دیدار عالمان می رود

خوشا امیری که به خانه فقیر می آید

و بدا فقیری که به درگاه امیر می رود.

خلقان صورت این سخن را گرفته اند که

نشاید که عالِم به زیارت امير آید

تا از شرور عالمان نباشد.

معنیش این نیست که ایشان پنداشته اند

بلکه معنیش این است:

شرّ عاِلمان آنکس باشد که او مدد از اُمرا گيرد

و صَلاح او و سَداد او به واسطۀ اُمرا باشد

و از ترس ایشان.

اوّل تحصیل به نیّت آن کرده باشد که:

مرا اُمرا صلَه دهند

و حرمت دارند و منصب دهند.

پس از سبب اُمرا او اِصلاح پذیرفت

و از جهل به علم مبدّل شد.

و چون عاِلم شد،

از ترس و سیاست ایشان

مؤدّب و بر وفق طریق می رود

کام و ناکام.

پس علی کلّ حال

اگر امير به صورت به زیارت او آید

و اگر او به زیارت امير رود

علی کل حال زایر باشد

و امير مُزَوّر.

و چون عالم درصدد آن باشد که

او از سبب اُمرا به علم متّصف نشده باشد

بل علم او اولاً و آخراً برای خدا بوده باشد

و طریق و ورزش او بر راه صواب

طبع او آن است و جُز آن نتواند کردن.

چنانکه ماهی جز در آب زندگانی و باش نتواند کردن

و ازو آن آید.

اینچنين عالم را عقل سایس و زاجر باشد

که از هیبت او در زمان او همه عالم منزجر باشند

و استمداد از پرتو او و عکس او گيرند

اگرچه آگاه باشند یا نباشند.

این چنين عالِم اگر به نزد امير رود

به صورت زایر امیر باشد

و او مُزوّر.

زیرا در کلّ احوال امير ازو می ستاند و مدد می گيرد

و آن عالِم از او مستغنی ست.

همچو آفتاب نوربخش است.

کار او عطا و بخشش است

علی سبیل العموم

سنگها را لعل و یاقوت و دُر و مرجان کند

و کوه های خاکی را کان های مس و زر و آهن و نقره کند

و خاکها را سبز و تازه

و درختان را میوه های گوناگون بخشد

پیشۀ او عطاست و بخشش است

بدهد و نپذیرد

چنانکه عرب مَثَل می گوید:

نَحْنُ تَعَلّمْنَا اَنْ نُعْطِیَ مَا تَعَلَّمْنَا اَنْ نَأخُذَ

پس عَلی کُلِّ حال ایشان مزوّر باشند و اُمرا زایر.

 

صفحه بعد

 

شَرُّ الْعُلَماءِ مَنْ زَارَ الْاُمَراءَ وَ خَیْرُ الْاُمَراءِ مَنْ زَارَ اَلْعُلَمَاءَ نِعْمَ الْاَمِيرُ عَلی بَابِ الْفَقيرُ وَ
بئسَ الْفَقِيرُ عَلَی بَابِ الْاَمیِرِ. خلقان صورت این سخن را گرفته اند که نشاید که عالِم بزیارت
امير آید تا از شرور عالمان نباشد معنیش این نیست که ایشان پنداشته اند بلک معنیش
اینست شرّ عاِلمان آنکس باشد که او مدد از اُمرا گيرد و صَلاح او و سَداد او بواسطۀ اُمرا
باشد و از ترس ایشان اوّل تحصیل بنیّت آن کرده باشد که مرا اُمرا صلَه دهند و حرمت
دارند و منصب دهند پس از سبب اُمرا او اِصلاح پذیرفت و از جهل بعلم مبدّل شد و چون
عاِلم شد از ترس و سیاست ایشان مؤدّب و بر وفق طریق می رود کام و ناکام پس علی کلّ
حال اگر امير بصورت بزیارت او آید و اگر او بزیارت امير رود علی کل حال زایر باشد
و امير مزور و چون عالم درصدد آن باشد که او از سبب اُمرا بعلم متّصف نشده باشد
بل علم او اولاً و آخراً برای خدا بوده باشد و طریق و ورزش او بر راه صواب طبع او آنست
و جزان نتواند کردن چنانکه ماهی جز در آب زندگانی و باش نتواند کردن و ازو آن آید اینچنين
عالم را عقل سایس و زاجر باشد که از هیبت او در زمان او همه عالم منزجر باشند و استمداد از
پرتو او و عکس او گيرند اگرچه آگاه باشند یا نباشند این چنين عالِم اگر بنزد امير رود
بصورت زایر امیر باشد و او مُزوّر زیرا در کلّ احوال امير ازو می ستاند و مدد می گيرد
و آن عالِم از او مستغنیست همچو آفتاب نوربخش است کار او عطا و بخشش است علی سبیل
العموم سنگها را لعل و یاقوت و دُر و مرجان کند و کوه های خاکی را کان های مس و زر و آهن و نقره
کند و خاکها را سبز و تازه و درختان را میوه های گوناگون بخشد پیشۀ او عطاست و بخشش
است بدهد و نپذیرد چنانک عرب مَثَل می گوید نَحْنُ تَعَلّمْنَا اَنْ نُعْطِیَ مَا تَعَلَّمْنَا اَنْ نَأخُذَ
پس عَلی کُلِّ حال ایشان مزوّر باشند و اُمرا زایر.

 

 

 

فیه ما فیه مولانا

 

 

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس

منصوره اکبری

2016-04-20

باسلام و خداقوت و باتشکر از سایت فرهنگی و بسبار مفیدتون. اگه میشه فیه مافیه را هم تفسیر کنید ممنون

منصور ساجدي

2016-12-21

با سلام و سپاس فراوان واقعا سايت بسيار مفيدي براي معرفي اين بزرگان و گنجينه هاي فرهنگي و تاريخي خودمان مي باشد. خدا قوت...