فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۱۰۰


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۱۰۰

 

 

 

مالی و بذلِ جاهی آن بِه که عوض آن بکلّی از حق باشد جهت این عذر نمی خواهم بیان آنکه عذر

خواستنِ دنیاست زیرا مال را نمی خورند و مطلوبِ لعینه نیست به مال اسب و کنیزک و غلام می خرند

و منصب می طلبند تا ایشان را مدح ها و ثناها گویند پس دنیا خود آن است که او بزرگ باشد و محترم

باشد و او را ثنا و مدح گویند  شیخ نسّاج بخارا مردی بزرگ بود و صاحب دل دانشمندان

و بزرگان نزد او آمدندی به زیارت به دو زانو نشستندی شیخ اُمیّ بود می خواستند که از

زبان او تفسیر قرآن و حدیث بشنوند می گفت تازی نمی دانم شما ترجمۀ آیت یا حدیث را بگویید تا من

معنی آن را بگویم ایشان ترجمۀ آیت را می گفتند او تفسیر و تحقیق آن را آغاز می کرد و می گفت که

مُصْطَفی صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ در فلان مقام بود که این آیت را گفت و احوال آن مقام چنین است و مرتبۀ

آن مقام را و راه های آن را و عروج آن را به تفصیل بیان می کرد روزی عَلویی معرّف قاضی را به خدمت

او مدح می کرد و می گفت که چنین قاضی در عالم نباشد رِشوت نمی ستاند بی میل و بی مُحابا خالصِ مخلص

جهت حق میان خلق عدل می کند گفت اینکه می گویی که او رشوت نمی ستاند این یک باری دروغ است

تو مرد علویی از نسل مصطفی او را مدح می کنی و ثنا می گویی این رشوت نیست و از این بهتر چه رشوت

خواهد بودن که در مقابلۀ او او را شرح می گویی  شیخ اسلام تِرمِد می گفت سیّد برهان

الدّین سخن های تحقیق خوب می گوید از آن است که کُتب مشایخ و مقالات و اسرار ایشان را مطالعه می کند

یکی گفت آخر تو نیز مطالعه می کنی چون است که چنان سخن نمی گویی گفت او را دردی و مجاهده ای و عملی

هست گفت آن را چرا نمی گویی و یاد نمی آوری از مطالعه حکایت می کنی اصل آن است و ما آن را

می گوییم تو نیز از آن بگو   ایشان را دردِ آن جهان نبود به کلّی دل بر این جهان نهاده بودند بعضی برای


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس