فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۹۲


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۹۲

 

 

 

تعبیر کند زیرا بر او همه مکشوف است چنانکه باغبانی که به باغ درآید در درختان نظر کند بی آنکه

بر شاخها میوه بیند حکم کند که این خرما است و آن انجیر است و این انار است و این امرود است و این سیب

است چون علم آن دانسته است حاجت قیامت نیست که تعبیرها را ببیند که چه شد و آن خواب

چه نتیجه داد او دید است پیشین که چه نتیجه خواهد دادن همچنانکه باغبان پیشین می داند که

البتّه این شاخ چه میوه خواهد دادن همه چیزهای عالم از مال و زن و جامه مطلوب لغیره است

مطلوب لذاته نیست نمی بینی که اگر صد هزار درم تو را باشد و گرسنه باشی و نان نیابی هیچ توانی

آن درم را خوردن و غذای خود کردن آن درم و زن برای فرزند است و قضای شهوت است جامه برای

دفع سرما است وهمچنین جمله چیزها متسلسل است تا به حق جلّ جلاله اوست که مطلوب لذاته است او را

برای او خواهند نه برای چیز دیگر که چون او ورای همه است و شریف تر از همه است

و لطیف تر از همه است پس او را برای کم از او چون خواهند پس اِلَیْهِ الْمَنْتَهی چون به او رسیدن

 به مطلوب کلی رسیدند از آنجا دیگر گذر نیست این نفس آدمی محل شبهه و اشکال است هرگز به هیچ وجه

از او نتوان شبهه و اشکال را بردن مگر که عاشق شود بعد از آن در او شبهه و اشکال نماند که حُبَّکَ

الشَّیْی یُعْمِی وَ یُصِمُّ ابلیس چون آدم را سجود نکرد و مخالفت امر کرد گفت خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ

مِنْ طِیْنِ ذات من از نار است و ذات او از طین چون شاید که عالى ادنی را سجود کند چون ابلیس را به این

جرم و مقابلگی نمودن و با خدا جدال کردن لعین کرد و دور کرد گفت یا رب آه همه تو کردی و فتنۀ

تو بود مرا لعنت می کنی و دور می کنی و چون آدم گناه کرد حق تعالى آدم را از بهشت بیرون کرد حق

تعالى به آدم گفت که ای آدم چون من بر تو گرفتم و بر آن گناه که کردی تو را زجر کردم چرا با من بحث


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس